جزء شمارهٔ ۹
٨٨ قَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِن قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّكَ يَاشُعَيْبُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَكَ مِن قَرْيَتِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا قَالَ أَوَلَوْ كُنَّا كَارِهِينَ
رؤسای کسانی از قوم او که استکبار ورزیده بودند [بعد عجز از محاجّه با تخویف (ترساندن) به او در جواب] گفتند: ای شعیب حتماً تو و کسانی که ایمان آوردهاند را با تو از شهرمان اخراج میکنیم یا که حتماً به ملّت (آئین) ما باز میگردید {چون اعتقاد آنها این بود که شعیب بر ملّت (دین) آنها بوده سپس از آن خارج شده و برای اعزاز (عزیز کردن) خودش ادّعای نبوّت کرده است}، او گفت: حتّی اگر ما کراهت داشته باشیم [که ما را در آئین خودتان برگردانید]؟
- ترجمه سلطانیرؤسای کسانی از قوم او که استکبار ورزیده بودند گفتند: ای شعیب حتماً تو و کسانی که ایمان آوردهاند را با تو از شهرمان اخراج میکنیم یا که حتماً به ملّت (آئین) ما باز میگردید، او گفت: حتّی اگر ما کراهت داشته باشیم؟
- ترجمه راستینرؤسا و گردنکشان قوم او گفتند: ای شعیب ما تو و پیروانت را از شهر خویش بیرون میکنیم مگر آنکه به کیش ما برگردید. شعیب گفت: اگر چه با این نفرت که ما از آیین شما داریم (باز هم به آن بازگردیم).
- ترجمه الهی قمشهای٨٩ قَدِ افْتَرَيْنَا عَلَى اللَّهِ كَذِبًا إِنْ عُدْنَا فِي مِلَّتِكُم بَعْدَ إِذْ نَجَّانَا اللَّهُ مِنْهَا وَمَا يَكُونُ لَنَا أَن نَّعُودَ فِيهَا إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّنَا وَسِعَ رَبُّنَا كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْنَا رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنتَ خَيْرُ الْفَاتِحِينَ
[که در این صورت] بعد آنکه خداوند ما را از آن نجات داده اگر به ملّت شما بازگردیم قطعاً بر خداوند دروغی را افتراء بستهایم [و این همان است که من از آن فرار میکنم و شما را بر آن ذمّ میکنم] و برای ما [ممکن] نمیباشد [پس برای شما نیز اجبار کردن ما] که به آن بازگردیم [ممکن نمیشود] مگر آنکه پروردگار ما الله بخواهد، علم پروردگار ما به هر چیزی گسترده است ما بر خداوند توکّل کردهایم، [ای] پروردگار ما! بین ما و قوم ما به حقّ فتح (داوری، جدائی، گشایش) نما و تو بهترین گشایشگر هستی
- ترجمه سلطانی(در این صورت) بعد از آنکه خداوند ما را از آن نجات داده اگر به ملّت (آیین) شما بازگردیم قطعاً بر خداوند دروغی را افتراء بستهایم و برای ما (ممکن) نمیباشد که به آن بازگردیم مگر آنکه پروردگار ما الله بخواهد، علم پروردگار ما به هر چیزی گسترده است ما بر خداوند توکّل کردهایم، (ای) پروردگار ما! بین ما و قوم ما به حقّ فتح (داوری، جدائی، گشایش) نما و تو بهترین گشایشگر هستی
- ترجمه راستیناگر ما به دین شما برگردیم با وجود آنکه خدا ما را از آن نجات داده همانا به خدا افترا و دروغ بستهایم، و هرگز نشود که ما به آیین شما رجوع کنیم مگر آنکه مشیّت خدا قرار گیرد، که او پروردگار ماست، پروردگار ما بر همه چیز کاملا آگاه است، ما بر خدا توکل کردیم، پروردگارا، تو بین ما و امت، به حق داوری کن که تو بهترین داورانی.
- ترجمه الهی قمشهای٩٠ وَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قَوْمِهِ لَئِنِ اتَّبَعْتُمْ شُعَيْبًا إِنَّكُمْ إِذًا لَّخَاسِرُونَ
و رؤسای کسانی از قوم او که کفر ورزیده بودند گفتند: [ای مردم] اگر از شعیب پیروی کنید همانا شما آنوقت [در دنیا به عدم عزّت خود در میان خلق و عدم حسن معاشرت آنها با شما، و در آخرت به استحقاقتان برای عذاب برای ضلالتتان و عدم شفیع برای شما برای انحرافتان از اصنام و امثال آن و از سیرهای که آن را از پدرانمان شاهد بودهایم و بر آن بودهایم و به آن عادت کردهایم و از آن متضرّر نشدهایم] حتماً زیانکار خواهید شد
- ترجمه سلطانیو رؤسای کسانی از قوم او که کفر ورزیده بودند گفتند: اگر از شعیب پیروی کنید همانا شما آنوقت حتماً زیانکار خواهید شد
- ترجمه راستینسران کافر امتش گفتند: اگر پیروی شعیب کنید البته در زیان خواهید افتاد.
- ترجمه الهی قمشهای٩١ فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِهِمْ جَاثِمِينَ
پس لرزه (زلزله) آنها را در گرفت و در خانههایشان دَمَر (بر رو افتاده، چسبیده بر زمین) صبح کردند
- ترجمه سلطانیپس لرزه (زلزله) آنها را در گرفت و در خانههایشان دَمَر (بر رو افتاده) (مرده) صبح کردند
- ترجمه راستینپس زلزله آن منکران را درگرفت، پس شب را صبح کردند در حالی که در خانههای خود به خاک هلاک افتادند.
- ترجمه الهی قمشهای٩٢ الَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْبًا كَأَن لَّمْ يَغْنَوْا فِيهَا الَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْبًا كَانُوا هُمُ الْخَاسِرِينَ
آنان که شعیب را تکذیب کرده بودند انگار که هرگز در آن [منزل] اقامت نکرده بودند، آنانکه شعیب را تکذیب کردند خود زیانکار بودند
- ترجمه سلطانیآنان که شعیب را تکذیب کرده بودند انگار که هرگز در آنجا اقامت نکرده بودند، آنانکه شعیب را تکذیب کردند خود زیانکار بودند
- ترجمه راستینآنان که شعیب را تکذیب کردند هلاک شدند و اثری از آنها باقی نماند، گویی در آن دیار نبودند. آنان که شعیب را تکذیب کردند خود زیانکار شدند.
- ترجمه الهی قمشهای٩٣ فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يَاقَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالَاتِ رَبِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ فَكَيْفَ آسَى عَلَى قَوْمٍ كَافِرِينَ
پس از آنها [قبل یا بعد از اهلاک آنها] روی گرداند و گفت: ای قوم من، همانا هرآینه رسالات پروردگارم را به شما ابلاغ کردم و برای شما خیرخواهی کردم پس چگونه بر [هلاک شدن] قومی کافر تأسّف خورم [یا دعاء کنم یا نفرین نکنم]
- ترجمه سلطانیپس از آنها روی گرداند و گفت: ای قوم من، همانا هرآینه رسالات پروردگارم را به شما ابلاغ کردم و برای شما خیرخواهی کردم پس چگونه بر قومی کافر تأسّف خورم
- ترجمه راستینآن گاه شعیب از آن مردم بیایمان روی گردانید و گفت: ای قوم، من به شما ابلاغ رسالتهای خدای خود کردم و شما را اندرز و نصیحت نمودم، اکنون من چگونه بر هلاک کافران غمگین باشم!
- ترجمه الهی قمشهای٩٤ وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّبِيٍّ إِلَّا أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ
و ما در شهری پیامبری نفرستادیم مگر آنکه اهل آن را دچار سختی و ضرر (ناگواری) [در اموال و انفس] کردیم به این ترقّب که آنها تضرّع کنند
- ترجمه سلطانیو ما در شهری پیامبری نفرستادیم مگر آنکه اهل آن را دچار سختی و ضرر (ناگواری) کردیم به این ترقّب که آنها تضرّع کنند
- ترجمه راستینو ما هیچ پیغمبری به هیچ شهر و دیاری نفرستادیم مگر آنکه اهلش را به شداید و محن مبتلا ساختیم تا به درگاه خدا تضرع و زاری کنند.
- ترجمه الهی قمشهای٩٥ ثُمَّ بَدَّلْنَا مَكَانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتَّى عَفَوا وَّقَالُوا قَدْ مَسَّ آبَاءَنَا الضَّرَّاءُ وَالسَّرَّاءُ فَأَخَذْنَاهُم بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ
سپس جای بدی و نیکی را تبدیل (عوض) کردیم [زیرا در اجبار آنان مطلوب از امتیاز سعید از شقّی و عمارت دارَیْن (دو سرا، دنیا و آخرت) حاصل نمیشود] تا آنکه خوشی کردند [آثار سختی و زیان و درد آن دو از قلوبشان محو شد، یا تضرّعشان و التجاءشان را محو کردند یا در مال و اولاد یا در علم زیاد شدند و بطر (ناسپاسی، گستاخی) کردند] و گفتند پدران ما سختی و آسایش را لمس کردهاند [یعنی اینکه سختی و آسایش عادت دهر است]، پس آنها را بطور ناگهانی (بدون تقدیم امارهای و نشانهای) گرفتیم و (در حالی که) آنان [برای عدم تقدّم امارات] نمیفهمیدند
- ترجمه سلطانیسپس جای بدی و نیکی را تبدیل (عوض) کردیم تا آنکه خوشی کردند و گفتند پدران ما سختی و آسایش را لمس کردهاند، پس آنها را بطور ناگهانی گرفتیم و (در حالی که) آنان نمیفهمیدند
- ترجمه راستینسپس آن سختیها را به آسایش و خوشی مبدّل کردیم تا به کلی حال خود را فراموش کرده و گفتند: آن رنج و خوشیها به پدران ما نیز رسید (و این عادت روزگار است که گاهی خوش و گاهی ناخوش است) ، ما هم به ناگاه آنان را گرفتیم در حالی که (از توجه به آن عقاب) غافل بودند.
- ترجمه الهی قمشهای٩٦ وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِن كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ
و اگر که اهل قریهها (شهرها) [با بیعت عامّه] ایمان میآوردند و [با بیعت خاصّه] تقوا پیشه میکردند البتّه برکات را از آسمان و زمین بر آنها میگشودیم و لکن [رسولان (ع) و اوصیای آنان (ع) و عقل و حکم (حکمت) را] تکذیب کردند پس آنها را به آنچه که [از نتایج اعمالشان و تکذیبشان] کسب میکردند گرفتیم (عقاب کردیم)
- ترجمه سلطانیو اگر که اهل قریهها (شهرها) ایمان میآوردند و تقوا پیشه میکردند البتّه برکات را از آسمان و زمین بر آنها میگشودیم و لکن تکذیب کردند پس آنها را به آنچه که کسب میکردند گرفتیم
- ترجمه راستینو چنانچه مردم شهر و دیارها همه ایمان آورده و پرهیزکار میشدند همانا ما درهای برکاتی از آسمان و زمین را بر روی آنها میگشودیم و لیکن (چون آیات و پیغمبران ما را) تکذیب کردند ما هم آنان را سخت به کیفر کردار زشتشان رسانیدیم.
- ترجمه الهی قمشهای٩٧ أَفَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَن يَأْتِيَهُم بَأْسُنَا بَيَاتًا وَهُمْ نَائِمُونَ
آیا پس اهل شهرها [گمان میکنند] از اینکه شبانگاهان سختی [عذاب] ما به آنها برسد ایمن هستند و (در حالی که) آنها در خواب هستند؟
- ترجمه سلطانیآیا پس اهل شهرها (گمان میکنند) از اینکه شبانگاهان سختی (عذاب) ما به آنها برسد ایمن هستند و (در حالی که) آنها در خواب هستند؟
- ترجمه راستینآیا اهل شهر و دیارها (که به نافرمانی خدا و اعمال نکوهیده مشغولند) از آن ایمنند که شبانگاه که در خوابند عذاب ما آنها را فرا گیرد؟
- ترجمه الهی قمشهای٩٨ أَوَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَن يَأْتِيَهُم بَأْسُنَا ضُحًى وَهُمْ يَلْعَبُونَ
یا آیا اهل شهرها ایمن هستند از اینکه سختیهای (عذابهای) ما در صبحدم به آنها برسد و (در حالی که) آنها بازی میکنند؟
- ترجمه سلطانییا آیا اهل شهرها ایمن هستند از اینکه سختیهای (عذابهای) ما در صبحدم به آنها برسد و (در حالی که) آنها بازی میکنند؟
- ترجمه راستینآیا اهل شهر و دیارها (که از یاد خدا و طاعت او غافلند) از آن ایمنند که به روز که سرگرم بازیچه دنیا هستند عذاب ما آنان را فرا رسد؟
- ترجمه الهی قمشهای٩٩ أَفَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ فَلَا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ
آیا پس از مکر خداوند ایمن هستند؟ جز مردمان زیانکار [به سبب نقص عقولشان کسی خود را] از مکر خداوند ایمن نمیداند [زیرا عاقل حین تجدّد نعمت، در نعمت احتمال نقمت را میدهد و از عاقبت آن خوف دارد، به خلاف جاهل که نظرش به صورت نعمت است]
- ترجمه سلطانیآیا پس از مکر خداوند ایمن هستند؟ جز مردمان زیانکار (کسی خود را) از مکر خداوند ایمن نمیداند
- ترجمه راستینآیا از مکر خدا (یعنی آزمایش و مجازات خدا) غافل و ایمن گردیدهاند؟که از آن مکر و انتقام البته کسی غافل نشود مگر مردم زیانکار.
- ترجمه الهی قمشهای١٠٠ أَوَلَمْ يَهْدِ لِلَّذِينَ يَرِثُونَ الْأَرْضَ مِن بَعْدِ أَهْلِهَا أَن لَّوْ نَشَاءُ أَصَبْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَنَطْبَعُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَسْمَعُونَ
آیا به کسانی که زمین را بعد از اهل (ساکنان) آن به ارث میبرند نشان داده نشد [آیا ملاحظهٔ حال گذشتگان، آنها را به قدرت ما دانا نکرد] که [همانا] اگر میخواستیم آنان را به [کیفر] گناهانشان اصابت میدادیم (میرساندیم) [چنانکه از گذشتگان شنیدند و دیدند] و بر قلوب آنها مهر میزدیم تا آنان [دیگر] نشنوند
- ترجمه سلطانیآیا کسانی که زمین را بعد از اهل (ساکنان) آن به ارث میبرند نشان داده نشد که (همانا) اگر میخواستیم آنان را به (کیفر) گناهانشان اصابت میدادیم (میرساندیم) و بر قلوب آنها مهر میزدیم تا آنان (دیگر) نشنوند
- ترجمه راستینآیا این مردمی را که بعد از اقوامی که همه مردند وارث زمین شدند (خدا) آگاه نفرموده که اگر ما بخواهیم به کیفر گناهانشان میرسانیم و بر دلهایشان مهر مینهیم که دیگر (به گوش دل چیزی) نشنوند؟
- ترجمه الهی قمشهای١٠١ تِلْكَ الْقُرَى نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَائِهَا وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا بِمَا كَذَّبُوا مِن قَبْلُ كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِ الْكَافِرِينَ
[خبر] این قریهها را، [گوشهای] از اخبار آنها را بر تو قصّه میکنیم و همانا هرآینه رسولانشان با بیّنههایی (احکام رسالات یا حجّتها و معجزات واضح) نزد آنها آمدند و البتّه آنها بر آن نبودند که به آنچه که از قبل [از احکام عقل و نبوّت تکوینی] تکذیب کرده بودند [به نبیّ] ایمان بیاورند، اینچنین خداوند بر قلوب کافران مهر مینهد
- ترجمه سلطانی(خبر) این قریهها را، (گوشهای) از اخبار آنها را بر تو قصّه میکنیم و همانا هرآینه رسولانشان با بیّنههایی نزد آنها آمدند و البتّه آنها بر آن نبودند که به آنچه که از قبل تکذیب کرده بودند ایمان بیاورند، اینچنین خداوند بر قلوب کافران مهر مینهد
- ترجمه راستیناین است شهرهایی که ما بر تو از اخبار اهلش بیان کردیم، همه را رسولان حق با ادلّه روشن آمدند اما بر آن نبودند که به آنچه پیش از آن تکذیب کرده بودند ایمان بیاورند. این چنین خدا دلهای کافران را مهر میزند.
- ترجمه الهی قمشهای١٠٢ وَمَا وَجَدْنَا لِأَكْثَرِهِم مِّنْ عَهْدٍ وَإِن وَجَدْنَا أَكْثَرَهُمْ لَفَاسِقِينَ
و ما در اکثر آنان چیزی از [وفای به] عهد [با نبیّ (ص) یا ولیّ] نیافتیم و همانا اکثر آنان را فاسق (خارج از حکومت عقل، نافرمان) یافتیم
- ترجمه سلطانیو ما در اکثر آنان چیزی از (وفای به) عهد نیافتیم و همانا اکثر آنان را فاسق (نافرمان) یافتیم
- ترجمه راستینو اکثر مردمان را در عهد استوار ندیدیم بلکه بیشترشان را عهدشکن و بزهکار یافتیم.
- ترجمه الهی قمشهای١٠٣ ثُمَّ بَعَثْنَا مِن بَعْدِهِم مُّوسَى بِآيَاتِنَا إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَظَلَمُوا بِهَا فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ
سپس بعد از آنها موسی را با آیات [نُهگانهٔ] خود به سوی فرعون و سران [حکومت] او مبعوث کردیم پس به (در حقّ) آن (آیات) ظلم (ناروا) کردند پس نظر کن که عاقبت مفسدان چگونه بود
- ترجمه سلطانیسپس بعد از آنها موسی را با آیات خود به سوی فرعون و سران (حکومت) او مبعوث کردیم پس به (در حقّ) آن (آیات) ظلم (ناروا) کردند پس نظر کن که عاقبت مفسدان چگونه بود
- ترجمه راستینبعد از آن رسولان، باز ما موسی را با آیات و ادلّه روشن خود به سوی فرعون و مهتران قومش فرستادیم، آنها هم با آن آیات مخالفت و به آنها ستم کردند بنگر تا عاقبت به روزگار آن تبهکاران چه رسید!
- ترجمه الهی قمشهای١٠٤ وَقَالَ مُوسَى يَافِرْعَوْنُ إِنِّي رَسُـولٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَـمِينَ
و موسی گفت: ای فرعون همانا من فرستادهای از پروردگار عالمیان [به سوی شما] هستم
- ترجمه سلطانیو موسی گفت: ای فرعون همانا من فرستادهای از پروردگار عالمیان هستم
- ترجمه راستینو موسی خطاب کرد که ای فرعون، محققا من فرستادهای از خدای عالمیانم.
- ترجمه الهی قمشهای١٠٥ حَقِيقٌ عَلَى أَن لَّا أَقُولَ عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ قَدْ جِئْتُكُم بِبَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَرْسِلْ مَعِيَ بَنِي إِسْرَائِيلَ
شایسته است که دربارهٔ خداوند جز [سخن] حقّ نگویم، هرآینه از پروردگارتان برای شما بیّنهای آوردهام [پس قول مرا قبول کنید و مخالفت نکنید] پس بنی اسرائیل را با من بفرست
- ترجمه سلطانیشایسته است که دربارهٔ خداوند جز (سخن) حقّ نگویم، هرآینه از پروردگارتان برای شما بیّنهای آوردهام پس بنی اسرائیل را با من بفرست
- ترجمه راستینسزاوار آنم که از طرف خدا چیزی جز به حق نگویم، همانا دلیلی بس روشن (معجزه بسیار آشکار و حجتی محکم و استوار) از جانب پروردگارتان برای شما آوردهام، پس بنیاسرائیل را با من بفرست.
- ترجمه الهی قمشهای١٠٦ قَالَ إِن كُنتَ جِئْتَ بِآيَةٍ فَأْتِ بِهَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ
[فرعون] گفت اگر بر آن هستی که آیتی آوردهای پس اگر از راستگویانی آن را بیاور
- ترجمه سلطانیگفت اگر بر آن هستی که آیتی آوردهای پس اگر از راستگویانی آن را بیاور
- ترجمه راستینفرعون پاسخ داد که اگر دلیلی برای صدق خود داری بیار اگر از راستگویانی.
- ترجمه الهی قمشهای١٠٧ فَأَلْقَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعْبَانٌ مُّبِينٌ
پس [موسی] عصایش را انداخت و آنوقت (ناگاه) آن اژدهایی آشکار شد
- ترجمه سلطانیپس عصایش را انداخت و آنوقت (ناگاه) آن اژدهایی آشکار شد
- ترجمه راستینموسی هم عصای خود را بیفکند به ناگاه آن عصا اژدهایی عظیم پدیدار گردید.
- ترجمه الهی قمشهای١٠٨ وَنَزَعَ يَدَهُ فَإِذَا هِيَ بَيْضَاءُ لِلنَّاظِرِينَ
و دستش را [از گریبان] بیرون آورد و آنوقت (ناگاه) آن برای ناظرین سپید بود
- ترجمه سلطانیو دستش را (از گریبان) بیرون آورد و آنوقت (ناگاه) آن برای ناظرین سپید بود
- ترجمه راستینو دست (از گریبان خود) برآورد که ناگاه بینندگان را سپید و رخشان بود.
- ترجمه الهی قمشهای١٠٩ قَالَ الْمَلَأُ مِن قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ عَلِيمٌ
[بعضی از] سران (خواصّ) از قوم فرعون [به سران دیگری از غیر خواصّ که حول او بودند و شاید فرعون با آنها در این قول شریک بوده] گفتند: که همانا این [شخص] البتّه ساحر و دانا است
- ترجمه سلطانیسرانی از قوم فرعون گفتند: که همانا این (شخص) البتّه ساحر و دانا است
- ترجمه راستینمهتران قوم فرعون گفتند که این شخص ساحری سخت ماهر و داناست.
- ترجمه الهی قمشهای١١٠ يُرِيدُ أَن يُخْرِجَكُم مِّنْ أَرْضِكُمْ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ
که میخواهد شما را از سرزمینتان خارج کند پس [در مشورت] چه امر (توصیّه) میکنید
- ترجمه سلطانیکه میخواهد شما را از سرزمینتان خارج کند پس چه امر (توصیّه) میکنید
- ترجمه راستیناراده آن دارد که شما را از سرزمین خود بیرون کند، اکنون در کار او چه دستور میدهید؟
- ترجمه الهی قمشهای١١١ قَالُوا أَرْجِهْ وَأَخَاهُ وَأَرْسِلْ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِينَ
[خواصّ یا سران حول او] گفتند: [امر] او و برادرش را به تأخیر انداز و جمع کنندگانی را به شهرها بفرست
- ترجمه سلطانیگفتند: (امر) او و برادرش را به تأخیر انداز و جمع کنندگانی را به شهرها بفرست
- ترجمه راستینقوم به فرعون گفتند که موسی و برادرش (هارون) را زمانی بازدار و گردآورانی به شهرها بفرست.
- ترجمه الهی قمشهای١١٣ وَجَاءَ السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ قَالُوا إِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِينَ
و جادوگران نزد فرعون آمدند، گفتند: [آیا] اگر ما غالب شویم پاداشی داریم؟
- ترجمه سلطانیو جادوگران نزد فرعون آمدند گفتند: (آیا) اگر ما غالب شویم پاداشی داریم؟
- ترجمه راستینو عدّه بسیاری ساحران به حضور فرعون گرد آمده، فرعون را گفتند: اگر بر موسی غالب آییم برای ما اجر و مزد شایان خواهد بود؟
- ترجمه الهی قمشهای١١٥ قَالُوا يَامُوسَى إِمَّا أَن تُلْقِيَ وَإِمَّا أَن نَّكُونَ نَحْنُ الْمُلْقِينَ
[جادوگران ادب کردند و به موسی (ع)] گفتند: ای موسی آیا تو [ابتداء] میافکنی؟ و یا اینکه این ما باشیم که [اوّل] بیفکنیم؟
- ترجمه سلطانیگفتند: ای موسی آیا تو (ابتداء) میافکنی؟ و یا اینکه این ما باشیم که (اوّل) بیفکنیم؟
- ترجمه راستینساحران به موسی گفتند: اکنون خواهی نخست تو عصای خود بیفکن یا ما بساط سحر خویش بیندازیم.
- ترجمه الهی قمشهای١١٦ قَالَ أَلْقُوا فَلَمَّا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَاسْتَرْهَبُوهُمْ وَجَاءُوا بِسِحْرٍ عَظِيمٍ
[موسی (ع) از روی کَرم و مقابله برای ادب] گفت: شما بیفکنید و چون انداختند چشمهای مردم را سحر کردند {به هر علم و عملی که مدرک آن و مأخذ آن مخفی باشد سِحْر گفته میشود، چه با ممزوج کردن قوای روحانی و طبیعی، یا فقط با تصرّف در قوای طبیعی باشد، و به تمزیج قوای روحانی و طبیعی و احداث آثاری خارج از مجرای عادت گفته میشود، و منجمله تصرّف در مدارک بشری است به حیثی که آنچه را که حقیقت ندارد میبیند و میشنود، و گویی که آنها با تسخیر روحانیّات خبیثه و تمزیج آنها با قوای طبیعی و احداث آثاری خارج از عادت سحر کردند} و آنها را ترساندند و جادویی بزرگ در آوردند
- ترجمه سلطانیگفت: شما بیفکنید و چون انداختند چشمهای مردم را سحر کردند و آنها را ترساندند و جادویی بزرگ در آوردند
- ترجمه راستینموسی گفت: شما اول اسباب خود بیفکنید. چون بساط خود انداختند به جادوگری چشم خلق بربستند و مردم را سخت به هراس افکندند، و سحری بس عظیم و هولانگیز برانگیختند.
- ترجمه الهی قمشهای١١٧ وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ
و به موسی وحی کردیم: که عصایت را بیفکن پس آنوقت (ناگاه) آن آنچه که متقلبانه (بطور قلب شده و وارونه) میافکندند را بلعید
- ترجمه سلطانیو به موسی وحی کردیم: که عصایت را بیفکن پس آنوقت (ناگاه) آن آنچه که متقلبانه (بطور قلب شده و وارونه) میافکندند را بلعید
- ترجمه راستینو ما به موسی وحی نمودیم که عصای خود را بیفکن، (چون عصا انداخت) ناگاه معجزه او هر چه ساحران بافته بودند یکباره همه را ببلعید.
- ترجمه الهی قمشهای١٢٣ قَالَ فِرْعَوْنُ آمَنتُم بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّ هَذَا لَمَكْرٌ مَّكَرْتُمُوهُ فِي الْمَدِينَةِ لِتُخْرِجُوا مِنْهَا أَهْلَهَا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ
فرعون گفت: آیا قبل از اینکه من به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید همانا این حتماً مکری است که آن را در شهر (مصر) مکر کردهاید تا اهل (مالکان یا متصرّفان) آن را [که قبطی بودند] از آن خارج (بیرون) کنید پس [تهدید کرد که] خواهید دانست
- ترجمه سلطانیفرعون گفت: آیا قبل از اینکه من به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید همانا این حتماً مکری است که آن را در شهر مکر کردهاید تا اهل (ساکنان) آن را از آن خارج (بیرون) کنید پس خواهید دانست
- ترجمه راستینفرعون گفت: چگونه پیش از دستور و اجازه من به او ایمان آوردید؟همانا این مکری است که در این شهر اندیشیدهاید که مردم این شهر را از آن بیرون کنید، پس به زودی خواهید دانست!
- ترجمه الهی قمشهای١٢٤ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَافٍ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ
قطعاً حتماً دستانتان و پاهایتان را بر خلاف یکدیگر قطع خواهم کرد سپس قطعاً حتماً شما همگی را بر دار خواهم کشید
- ترجمه سلطانیقطعاً حتماً دستانتان و پاهایتان را بر خلاف یکدیگر قطع خواهم کرد سپس قطعاً حتماً شما همگی را بر دار خواهم کشید
- ترجمه راستینهمانا دست و پای شما را یکی از راست و یکی از چپ بریده و آن گاه همه را به دار خواهم آویخت.
- ترجمه الهی قمشهای١٢٦ وَمَا تَنقِمُ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِآيَاتِ رَبِّنَا لَـمَّا جَاءَتْنَا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَتَوَفَّنَا مُسْلِمِينَ
و تو از ما انتقام نمیگیری مگر به خاطر اینکه ما به آیات پروردگارمان، چون نزد ما آمد، ایمان آوردیم، پروردگارا بر ما صبری [بزرگ] فرو بریز و ما را بمیران [در حالی که] مسلمان (تسلیم شده) [بر پیامبرت، تسلیم قضایت] هستیم
- ترجمه سلطانیو تو از ما انتقام نمیگیری مگر به خاطر اینکه ما به آیات پروردگارمان، چون نزد ما آمد، ایمان آوردیم، پروردگارا بر ما صبری فرو بریز و ما را بمیران (در حالی که) مسلمان (تسلیم شده) هستیم
- ترجمه راستینو کینه و انتقام تو از ما تنها به جرم آن است که ما به آیات خدا چون برای (هدایت) ما آمد ایمان آوردیم، بار خدایا، به ما صبر و شکیبایی ده و ما را به آیین اسلام (یعنی با تسلیم و رضای به حکم خدا) بمیران.
- ترجمه الهی قمشهای١٢٧ وَقَالَ الْمَلَأُ مِن قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَتَذَرُ مُوسَى وَقَوْمَهُ لِيُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَيَذَرَكَ وَآلِهَتَكَ قَالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنَاءَهُمْ وَنَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ وَإِنَّا فَوْقَهُمْ قَاهِرُونَ
و سرانی از قوم فرعون گفتند: آیا موسی را و قوم او را وا میگذاری تا در [این] سرزمین (مصر) فساد کنند و [عبادت تو و سلطنت] تو و آلههٔ (خدایان، اصنام) تو را رها کند؟ [در جواب آنها] گفت: بزودی پسران آنها را خواهیم کشت و زنان آنان را زنده خواهیم گذارد و همانا ما بر آنها قاهر (برتر و چیره) هستیم
- ترجمه سلطانیو سرانی از قوم فرعون گفتند: آیا موسی را و قوم او را وا میگذاری تا در (این) سرزمین فساد کنند و (عبادت) تو را و آلههٔ (خدایان) تو را رها کند؟ گفت: بزودی پسران آنها را خواهیم کشت و زنان آنان را زنده خواهیم گذارد و همانا ما بر آنها قاهر (برتر و چیره) هستیم
- ترجمه راستینو سران قوم فرعون گفتند: آیا موسی و قومش را واگذاری تا در این سرزمین فساد کنند و تو و خدایان تو را رها سازند؟فرعون گفت: به زودی پسرانشان را کشته و زنانشان را زنده گذاریم (و در رنج و عذاب خدمت و اسارت نگاه داریم) و ما بر آنها غالب و مقتدریم.
- ترجمه الهی قمشهای١٢٨ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَاصْبِرُوا إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ
موسی [به جهت دلداری بر آنها و به عنوان وعده] به قومش گفت: [با تضرّع به او و التجاء به او] از خداوند درخواست اعانت (کمک) کنید و صبر پیشه کنید همانا زمین برای خداوند است که آن را به کسی از بندگانش که بخواهد به ارث میدهد و سرانجام [نیک که همان آخرت و دار کرامت است] برای پرهیزکاران [از جَزَع (ناشکیبایی) به هنگام شدائد (سختیها)] است
- ترجمه سلطانیموسی به قومش گفت: از خداوند درخواست اعانت (کمک) کنید و صبر پیشه کنید همانا زمین برای خداوند است که آن را به کسی از بندگانش که بخواهد به ارث میدهد و سرانجام (نیک) برای پرهیزکاران است
- ترجمه راستینموسی به قوم خود گفت: از خدا یاری خواهید و صبر کنید که زمین ملک خداست، آن را به هر کس از بندگان خود خواهد به میراث دهد، و حسن عاقبت مخصوص اهل تقواست.
- ترجمه الهی قمشهای١٢٩ قَالُوا أُوذِينَا مِن قَبْلِ أَن تَأْتِيَنَا وَمِن بَعْدِ مَا جِئْتَنَا قَالَ عَسَى رَبُّكُمْ أَن يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَيَسْتَخْلِفَكُمْ فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ
گفتند: [ای موسی] قبل از اینکه نزد ما بیایی اذیّت میشدیم [که با وعده آمدن تو تسلّی یافته بودیم] و بعد از آنکه نزد ما آمدهای [خود را به چه تسلّی بدهیم، موسی (ع)] گفت: چه بسا (امید است) که پروردگارتان دشمنانتان را هلاک کند و شما را در [این] سرزمین [یعنی سرزمین مصر] جانشین آنان سازد و مینگرد که شما چگونه عمل میکنید
- ترجمه سلطانیگفتند: قبل از اینکه نزد ما بیایی اذیّت میشدیم و بعد از آنکه نزد ما آمدهای (خود را به چه تسلّی بدهیم) گفت: چه بسا (امید است) که پروردگارتان دشمنانتان را هلاک کند و شما را در (این) سرزمین (مصر) جانشین آنان سازد و مینگرد که شما چگونه عمل میکنید
- ترجمه راستینقوم موسی به او گفتند که ما هم پیش از آمدن تو (به رسالت) و هم بعد از آنکه آمدی به رنج و شکنجه (دشمن) بودهایم، موسی گفت: امید است که خدا دشمن شما را هلاک نماید و شما را در زمین جانشین کند آنگاه بنگرد تا شما چه خواهید کرد.
- ترجمه الهی قمشهای١٣٠ وَلَقَدْ أَخَذْنَا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِينَ وَنَقْصٍ مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ
و همانا هرآینه آل فرعون را با خشکسالی و نقص از میوهها (محصولات) [با آفات دیگری غیر از خشکسالی] فرو گرفتیم به این ترقّب که آنها یاد کنند [که فراوانی نعمت و عیش و وسعت (گشایش) به قدرت خداوند است نه به اختیار آنها پس به رسولان او ایمان آورند و او را جحد (نفی با انکار) نکنند]
- ترجمه سلطانیو همانا هرآینه آل فرعون را با خشکسالی و نقص از میوهها (محصولات) فرو گرفتیم به این ترقّب که آنها یاد کنند (پند گیرند)
- ترجمه راستینو فرعونیان را سخت به قحط و تنگی معاش و نقص و آفت برکشت و زرع مبتلا کردیم تا شاید متذکر شوند.
- ترجمه الهی قمشهای١٣١ فَإِذَا جَاءَتْهُمُ الْحَسَنَةُ قَالُوا لَنَا هَذِهِ وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَطَّيَّرُوا بِمُوسَى وَمَن مَّعَهُ أَلَا إِنَّمَا طَائِرُهُمْ عِندَ اللَّهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ
و وقتی که نیکی به ایشان میرسد میگویند: این برای [شایستگی خود] ما است و اگر به آنها بدیی اصابت میکرد به موسی و کسانی که با او بودند تطیّر (فال بد، شگون بد) میزدند {مراد از حسنه در اینجا آنچه که اهل حسّ آن را حسنه میشمارند است از صحّت و خصب (فراوانی نعمت و عیش) و سعهٔ مال، و از سیّئه آنچه است که در مقابل آن است}، آگاه باشید که جز آن نیست که پرندهٔ (فال نیک و بد) آنها [یعنی سبب خیرشان و شرّشان] نزد خداوند است و لکن اکثر آنان نمیدانند [که سبب خیر و شرّ نزد خداوند است]
- ترجمه سلطانیو وقتی که نیکی به ایشان میرسد میگویند: این برای (شایستگی خود) ما است و اگر به آنها بدیی اصابت میکرد به موسی و کسانی که با او بودند تطیّر (فال بد، شگون بد) میزدند، آگاه باشید که جز آن نیست که پرندهٔ (فال نیک و بد) آنها نزد خداوند است و لکن اکثر آنان نمیدانند
- ترجمه راستینپس هرگاه که نیکویی (و پیشامد خوشی) بدانها میرسید به شایستگی خود نسبت میدادند، و هرگاه بدی (و پیشامد ناگواری مانند قحط و سختی) بر آنها میآمد فال بد به موسی و همراهانش میزدند. آگاه باشند که فال بد آنها نزد خداست (یعنی رنج و سختیها که بر آنان پیش آید کیفر از جانب خداست) لیکن اکثر آنها بر این آگاه نیستند.
- ترجمه الهی قمشهای١٣٢ وَقَالُوا مَهْمَا تَأْتِنَا بِهِ مِنْ آيَةٍ لِّتَسْحَرَنَا بِهَا فَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ
و [با وقاحت] گفتند: هر چه از آیه که برای ما بیاوری تا ما را با آن سحر کنی [یعنی در ما تصرّف کنی و ما را از آنچه که بر آن هستیم با تصرّفات پنهان از ما تغییر دهی] پس ما به تو ایمان آورنده نیستیم
- ترجمه سلطانیو گفتند: هر چه از آیه که برای ما بیاوری تا ما را با آن سحر کنی پس ما به تو ایمان آورنده نیستیم
- ترجمه راستینو گفتند: هر آیه و معجزهای که برای ما بیاوری که ما را بدان سحر کنی هرگز ما به تو ایمان نخواهیم آورد.
- ترجمه الهی قمشهای١٣٣ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ الطُّوفَانَ وَالْجَرَادَ وَالْقُمَّلَ وَالضَّفَادِعَ وَالدَّمَ آيَاتٍ مُّفَصَّلَاتٍ فَاسْتَكْبَرُوا وَكَانُوا قَوْمًا مُّجْرِمِينَ
پس طوفان و ملخ و شته و قورباغهها و خون را بر آنها فرستادیم [در حالی که] آیاتی مفصّل (واضح یا منفصل) [بودند] پس آنها تکبّر ورزیدند و گروهی مجرم بودند
- ترجمه سلطانیپس طوفان و ملخ و شته و قورباغهها و خون را بر آنها فرستادیم (در حالی که) آیاتی مفصّل (واضح یا منفصل) (بودند) پس آنها تکبّر ورزیدند و گروهی مجرم بودند
- ترجمه راستینپس بر آنها طوفان و ملخ و شپشک و وزغ و خون (خون شدن آب) آن نشانههای آشکار (قهر و غضب) را فرستادیم، باز طریق کبر و گردنکشی پیش گرفتند و قومی گناهکار بودند.
- ترجمه الهی قمشهای١٣٤ وَلَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قَالُوا يَامُوسَى ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِندَكَ لَئِن كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَلَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِي إِسْرَائِيلَ
و چون رجز (پلیدی، عذاب) بر آنها واقع شد گفتند: ای موسی از پروردگارت به آنچه که نزد تو عهد کرده است برای ما بخواه که اگر این عذاب را از ما برداری حتماً به تو ایمان میآوریم و حتما ً بنی اسرائیل را با تو میفرستیم
- ترجمه سلطانیو چون رجز (پلیدی، عذاب) بر آنها واقع شد گفتند: ای موسی از پروردگارت به آنچه که نزد تو عهد کرده است برای ما بخواه که اگر این عذاب را از ما برداری حتماً به تو ایمان میآوریم و حتما ً بنی اسرائیل را با تو میفرستیم
- ترجمه راستینو چون بلا بر آنها واقع شد گفتند که ای موسی، خدایت را به عهدی که با تو دارد بخوان (تا این عذاب و بلا را از ما دور کند) ، که اگر رفع بلا کردی البته ایمان به تو میآوریم و بنی اسرائیل را به همراهی تو میفرستیم.
- ترجمه الهی قمشهای١٣٥ فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلَى أَجَلٍ هُم بَالِغُوهُ إِذَا هُمْ يَنكُثُونَ
پس چون عذابی، که مدّتی بود که آن به آنها رسیده بود را از آنها برداشتیم آنوقت آنها عهد [خود را] شکستند
- ترجمه سلطانیپس چون عذابی، که مدّتی بود که آن به آنها رسیده بود را از آنها برداشتیم آنوقت آنها عهد (خود را) شکستند
- ترجمه راستینپس چون بلا را تا مدتی که متعهد شدند ایمان آورند از سر آنها رفع کردیم، باز پیمان را شکستند.
- ترجمه الهی قمشهای١٣٦ فَانتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ
پس ما [نیز] از آنها انتقام گرفتیم و به خاطر اینکه آنها آیات ما را دروغ شمردند و از آنها غافل بودند آنها را در دریا غرق کردیم
- ترجمه سلطانیپس ما (نیز) از آنها انتقام گرفتیم و به خاطر اینکه آنها آیات ما را دروغ شمردند و از آنها غافل بودند آنها را در دریا غرق کردیم
- ترجمه راستینما هم از آنان انتقام کشیدیم و آنها را به دریا غرق کردیم به کیفر آنکه آیات ما را تکذیب کرده و از آن غفلت نمودند.
- ترجمه الهی قمشهای١٣٧ وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنَى عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ بِمَا صَبَرُوا وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا كَانُوا يَعْرِشُونَ
و [این] قوم که ضعیف نگهداشته شده بودند را وارث مشرقهای آن سرزمین و مغربهای آن [یعنی مشارق ملک مصر و مغارب آن یا ملک مصر و شام] که در آنجا [به کثرت نعم از حبوب و ثِمار (میوهها) و غیر آنها] برکت داده بودیم کردیم و کلمهٔ حسنای پروردگارت بر بنی اسرائیل به خاطر صبرهایی که کردند تمام شد {کلمه مختصّ به حروف مرکّبهٔ حاصله از تقاطع هوای تنفّسی با مخارج حروف موضوعه برای معنایی از معانی نیست، بلکه هر آنچه که بر غیر خود از کلمات عینی دلالت کند پس آن کلمه است، بلکه تحقیق این است که حقّ مضاف که همان مشیّت است که همان نفسُ الرَّحمان و اضافهٔ اشراقیّهٔ او و ربّ مضاف است به اعتبار تعلّقش به مخارج حقیقی که همان اعیان ثابته و ماهیّات اعتباری هستند، به اعتبار وحدتش کلمۀ او تعالی و به اعتبار تعددّش کلمات او هستند زیرا او فی نفسه وحدتی حقیقی ظلّی دارد و به اعتبار ماهیّات کثرتی اعتباری دارد} و آنچه که فرعون و قوم او [از اصنام (بتها) و عبادت آنها و صنایع دقیقه و آلات آنها و بناهای بلند و زخارف آنها] ساخته بودند و آنچه [از ارجمندیهای پنهان و قصرهای بلند] که برافراشته بودند را واژگون (نابود) کردیم
- ترجمه سلطانیو (این) قوم که ضعیف نگهداشته شده بودند را وارث مشرقهای آن سرزمین و مغربهای آن که در آنجا برکت داده بودیم کردیم و کلمهٔ حسنای پروردگارت بر بنی اسرائیل به خاطر صبرهایی که کردند تمام شد و آنچه که فرعون و قوم او ساخته بودند و آنچه که برافراشته بودند را واژگون (نابود) کردیم
- ترجمه راستینو طایفهای را که فرعونیان ذلیل و ناتوان میداشتند وارث مشرق و مغرب زمین با برکت (مصر و شامات) گردانیدیم و آن سخن و وعده نیکوی خدای تو بر بنی اسرائیل تحقق یافت به پاداش صبری که (در مصائب) کردند، و آنچه را فرعون و قومش میساختند و میافراشتند (از صنایع و عمارات و کاخهای با عظمت) ویران نمودیم.
- ترجمه الهی قمشهای١٣٨ وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلَى قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلَى أَصْنَامٍ لَّهُمْ قَالُوا يَامُوسَى اجْعَل لَّنَا إِلَهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ
و بنی اسرائیل را از دریا گذراندیم پس نزد قومی (عمالقه) آمدند که بر [عبادت] بتهایی که داشتند اعتکاف میکردند، گفتند: ای موسی همانند خدایی که آنها دارند برای ما هم خدایی قرار بده، گفت: همانا شما قومی هستید که جهل میورزید
- ترجمه سلطانیو بنی اسرائیل را از دریا گذراندیم پس نزد قومی آمدند که بر بتهایی که داشتند اعتکاف میکردند، گفتند: ای موسی همانند خدایی که آنها دارند برای ما هم خدایی قرار بده، گفت: همانا شما قومی هستید که جهل میورزید
- ترجمه راستینو بنی اسرائیل را از دریا به ساحل رسانیدیم، پس به قومی که بر پرستش بتان خود متوقف بودند برخورده، گفتند: ای موسی برای ما خدایی مثل خدایانی که این بتپرستان راست مقرر کن. موسی گفت: شما سخت مردم نادانی هستید.
- ترجمه الهی قمشهای١٣٩ إِنَّ هَـؤُلَاءِ مُتَبَّرٌ مَّا هُمْ فِيهِ وَبَاطِلٌ مَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ
همانا اینان از آنچه [که اتّصال به آن شایسته است از احوال و اخلاق و عقاید] که خود در آن هستند بریدهاند و آنچه که عمل میکردند باطل (فاسد) است [که اثری ندارد و فایدهای بر آن مترتّب نیست]
- ترجمه سلطانیهمانا اینان از آنچه که خود در آن هستند بریدهاند و آنچه که عمل میکردند باطل است
- ترجمه راستینخدایانی که این جماعت بتپرستان راست فانی، و آیین و کارهاشان باطل و تباه است.
- ترجمه الهی قمشهای١٤٠ قَالَ أَغَيْرَ اللَّهِ أَبْغِيكُمْ إِلَهًا وَهُوَ فَضَّلَكُمْ عَلَى الْعَالَـمِينَ
گفت: آیا معبودی غیر از خداوند به عنوان خداوند برای شما بجویم؟ و (حال آنکه) او شما را بر جهانیان [در زمان شما با بعثت رسولانی از شما و خلاص کردن شما از دشمنانتان و انقیاد شما به این رسولان برتری داد]
- ترجمه سلطانیگفت: آیا معبودی غیر از خداوند به عنوان خداوند برای شما بجویم؟ و (حال آنکه) او شما را بر جهانیان برتری داد
- ترجمه راستینموسی گفت: آیا غیر خدا را برای شما به خدایی طلبم در صورتی که خداست که شما را بر عالمیان برتری و فضیلت بخشید!
- ترجمه الهی قمشهای١٤١ وَإِذْ أَنجَيْنَاكُم مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُـوءَ الْعَذَابِ يُقَتِّلُونَ أَبْنَاءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءَكُمْ وَفِي ذَلِكُم بَلَاءٌ مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌ
و [به یاد آورید] آنوقتی که شما را از آل فرعون نجات دادیم [در حالی که] شما را با عذابی بد رنج میدادند پسرانتان را میکشتند و زنانتان (دخترانتان) را زنده میگذاردند و در آن برای شما بلائی بزرگ از پروردگارتان [بر دست دشمنان خود] بود
- ترجمه سلطانیو آنوقتی که شما را از آل فرعون نجات دادیم (در حالی که) شما را با عذابی بد رنج میدادند پسرانتان را میکشتند و زنان (دختران)تان را زنده میگذاردند و در آن برای شما بلائی بزرگ از پروردگارتان بود
- ترجمه راستینو (یاد آرید) هنگامی که شما را از چنگ فرعونیان نجات دادیم که شما را سخت به عذاب و شکنجه میداشتند، پسرانتان را کشته و زنان را زنده (به اسارت و خدمتکاری) میداشتند و این شما را از جانب خدا امتحان و تنبیه بزرگی بود.
- ترجمه الهی قمشهای١٤٢ وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَقَالَ مُوسَى لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ
و با موسی سی شب را وعده گذاشتیم و آن را با ده [شب دیگر] تمام کردیم پس میقات (ملاقات، میعادگاه) پروردگارش [برای اعطاء کتاب] در چهل شب تمام شد و موسی [حینی که از بین قوم خود برای میقات خارج میشد] به برادرش هارون گفت: در میان قوم من جانشین من باش و اصلاح کن و از راه مفسدان پیروی نکن
- ترجمه سلطانیو با موسی سی شب را وعده گذاشتیم و آن را با ده (شب دیگر) تمام کردیم پس میقات (ملاقات، میعادگاه) پروردگارش در چهل شب تمام شد و موسی به برادرش هارون گفت: در میان قوم من جانشین من باش و اصلاح کن و از راه مفسدان پیروی نکن
- ترجمه راستینو ما با موسی سی شب وعده قرار دادیم و ده شب دیگر بر آن افزودیم تا آنکه زمان وعده پروردگارش به چهل شب تکمیل شد. و موسی به برادر خود هارون گفت: تو اکنون جانشین من در قوم من باش و راه صلاح پیش گیر و پیرو راه اهل فساد مباش.
- ترجمه الهی قمشهای١٤٣ وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ
و چون موسی به میقات ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت، [موسی] گفت: [ای] پروردگار من! خود را به من بنما که به تو نظر کنم، گفت: هرگز مرا نخواهی دید [زیرا تو از حدود خود خارج نشدهای، و اگر با حدود خود مرا مشاهده کنی حتماً فانی میشوی] و لکن به کوه [سنگی یا کوه انانیّت] نظر کن پس اگر [کوه برای تجلّی نوری از انوار مطلق] بر مکان خود استقرار داشت پس تو [با کوه حدّ خود و اِنِّیّت خود] مرا خواهی دید پس چون پروردگار [مطلق مضاف]ش [نه مطلق مطلق] بر کوه تجلّی کرد [خداوند یا ربّ یا تجلّی] آن را متلاشی شده قرار داد و موسی [برای اِنْدِکاک (متلاشی شدن) اِنّیّتش به حالت] بیهوش [بر خاک] افتاد، و چون به هوش آمد گفت: تو منزّهی [از سؤال کردن من آنچه را که برای من نیست از مثل تو، از سؤال خود] به تو توبه میکنم و من نخستین مؤمن هستم [به اینکه برای مثل من دیده نمیشوی]
- ترجمه سلطانیو چون موسی به میقات ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت، گفت: (ای) پروردگار من! خود را به من بنما که به تو نظر کنم، گفت: هرگز مرا نخواهی دید و لکن به کوه نظر کن پس اگر بر مکان خود استقرار داشت پس تو مرا خواهی دید پس چون پروردگارش بر کوه تجلّی کرد آن را متلاشی شده قرار داد و موسی (ع) بیهوش (بر خاک) افتاد، و چون به هوش آمد گفت: تو منزّهی به تو توبه میکنم و من نخستین مؤمن هستم
- ترجمه راستینو چون (قوم تقاضای دیدن خدا کردند) موسی (با هفتاد نفر بزرگان قومش که انتخاب شده بودند) وقت معین به وعدهگاه ما آمد و خدایش با وی سخن گفت، موسی (به تقاضای جاهلانه قوم خود) عرض کرد که خدایا خود را به من آشکار بنما که جمال تو را مشاهده کنم. خدا در پاسخ او فرمود که مرا تا ابد نخواهی دید ولیکن به کوه بنگر، اگر کوه طور (بدان صلابت، هنگام تجلی) به جای خود برقرار ماند تو نیز مرا خواهی دید. پس آنگاه که تجلی خدایش بر کوه تابش کرد کوه را مندکّ و متلاشی ساخت و موسی بیهوش افتاد. سپس که به هوش آمد عرض کرد: خدایا تو منزه و برتری (از رؤیت و حس جسمانی، از چنین اندیشه) به درگاه تو توبه کردم و من (از قوم خود) اول کسی هستم که (به تو و تنزّه ذات پاک تو از هر آلایش جسمانی) ایمان دارم.
- ترجمه الهی قمشهای١٤٤ قَالَ يَامُوسَى إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسَالَاتِي وَبِكَلَامِي فَخُذْ مَا آتَيْتُكَ وَكُن مِّنَ الشَّاكِرِينَ
[بعد آنکه کوه اِنّیَّت او مُندَک (متلاشی) شد و از انانیّت خود مرد، سپس خداوند او را با حیات دیگری غیر از حیات اوّل زنده کرد و مستحقّ اعطای کتاب نبوّت شد خدای تعالی] گفت: ای موسی من تو را با رسالتهای خود [اَسْفار (سِفرها، کتابها) تورات یا احکام تورات] و با کلام گفتن با خویش [یعنی به شرافت کلیم بودن تو با من] بر مردم برگزیدم پس آنچه را [از تورات یا احکام رسالت] که به تو دادهام بگیر و [با صرف آن برای اهلش و منع آن از غیر اهلش] از شاکران باش
- ترجمه سلطانیگفت: ای موسی من تو را با رسالتهای خود و با کلام گفتن با خویش بر مردم برگزیدم پس آنچه را که به تو دادهام بگیر و از شاکران باش
- ترجمه راستینخدا فرمود: ای موسی من تو را به مقام پیامرسانی خود و همصحبتی خویش بر سایر مردم برگزیدم، پس آنچه را که به تو دادم کاملا فراگیر و از شکرگزاران باش.
- ترجمه الهی قمشهای١٤٥ وَكَتَبْنَا لَهُ فِي الْأَلْوَاحِ مِن كُلِّ شَيْءٍ مَّوْعِظَةً وَتَفْصِيلًا لِّكُلِّ شَيْءٍ فَخُذْهَا بِقُوَّةٍ وَأْمُرْ قَوْمَكَ يَأْخُذُوا بِأَحْسَنِهَا سَأُرِيكُمْ دَارَ الْفَاسِقِينَ
و برای او در الواح از هر چیزی اندرزی و تفصیلی برای هر چیزی نوشتیم [و معنی میدهد در الواح برای او از هر چیزی تفصیلى را برای هر چیزی نوشتیم، زیرا بصیر مرتفع (بالا رفته) از عالم طبع بلکه از عالم مثال هر چیزی را در هر چیزی میبیند برای مُرائی مُتعاکس بودن همه در آن عالم، که هر چیزی در آن عالم در هر چیزی دیده میشود و گفتیم:] پس آن را با قوّت بگیر و به قومت امر کن که بهترین آنها را بگیرند، بزودی سرای فاسقان [و جزای آنان] را به شما نشان خواهم داد
- ترجمه سلطانیو برای او در الواح از هر چیزی اندرزی و تفصیلی برای هر چیزی نوشتیم پس آن را با قوّت بگیر و به قومت امر کن که بهترین آنها را بگیرند، بزودی سرای فاسقان را به شما نشان خواهم داد
- ترجمه راستینو در الواح (تورات آسمانی) از هر موضوع برای نصایح و پند و هم تحقیق هر چیز (برای علم و معرفت) به موسی نوشتیم (و دستور دادیم) که (حقایق و احکام) آن را به قوت (عقل و ایمان) فراگیر و قوم را دستور ده که نیکوتر مطالب آن را اخذ کنند، که (پستی) مقام و منزلت فاسقان را به زودی به شما نشان خواهم داد.
- ترجمه الهی قمشهای١٤٦ سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَإِن يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لَّا يُؤْمِنُوا بِهَا وَإِن يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لَا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا وَإِن يَرَوْا سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ
[سپس فرمود:] حتماً کسانی که در زمین به ناحق تکبّر میکنند [یعنی کبر را ظاهر میسازند یا در کبر انتحال مییابند] را از آیاتم روگردان خواهم کرد و اگر هر آیتی را ببینند به آن ایمان نمیآورند و اگر راه رشد را ببینند آن را به عنوان راه اتّخاذ نمیکنند و اگر راه گمراهی را ببینند آن را به عنوان راه اتّخاذ میکنند آن [تکبّر که سبب همهٔ اینها است یا آن مذکور از صرف و تکبّر و عدم ایمان به آیات و عدم اتّخاذ سبیل رشد و اتّخاذ سبیل غىّ] به خاطر این است که آنها آیات ما را تکذیب نمودند و از آنها غافل بودند
- ترجمه سلطانیحتماً کسانی که در زمین به ناحق تکبّر میکنند را از آیاتم روگردان خواهم کرد و اگر هر آیتی را ببینند به آن ایمان نمیآورند و اگر راه رشد را ببینند آن را به عنوان راه اتّخاذ نمیکنند و اگر راه گمراهی را ببینند آن را به عنوان راه اتّخاذ میکنند آن به خاطر این است که آنها آیات ما را تکذیب نمودند و از آنها غافل بودند
- ترجمه راستینمن آنان را که در زمین به ناحق کبر و بزرگمنشی کنند از آیات خود رو گردان و معرض خواهم ساخت، و اگر هر آیتی بینند به آن ایمان نیاورند و اگر راه رشد و هدایت یابند آن را نپیمایند و اگر راه جهل و گمراهی یابند آن را پیش گیرند. این (ضلالت آنها) بدین جهت است که آیات ما را تکذیب کردند و از آنها غافل و معرض بودند.
- ترجمه الهی قمشهای١٤٧ وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَلِقَاءِ الْآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ
و کسانی که آیات ما و لقاء آخرت را تکذیب کردند اعمالشان به هدر رفته است آیا جز آنچه که عمل میکردند جزاء داده میشوند؟
- ترجمه سلطانیو کسانی که آیات ما و لقاء آخرت را تکذیب کردند اعمالشان به هدر رفته است آیا جز آنچه که عمل میکردند جزاء داده میشوند؟
- ترجمه راستینو آنان که آیات (آسمانی) ما و لقاء عالم آخرت را تکذیب کردند اعمالشان (که جز برای دنیا نبود) تباه و باطل شود، آیا جز آنچه میکردند کیفر بینند؟
- ترجمه الهی قمشهای١٤٨ وَاتَّخَذَ قَوْمُ مُوسَى مِن بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلًا جَسَدًا لَّهُ خُوَارٌ أَلَمْ يَرَوْا أَنَّهُ لَا يُكَلِّمُهُمْ وَلَا يَهْدِيهِمْ سَبِيلًا اتَّخَذُوهُ وَكَانُوا ظَالِـمِينَ
و قوم موسی بعد از [رفتن] او [به میقات] از زیورآلاتشان پیکرهٔ گوسالهای بر گرفتند که صدای گاو داشت آیا ندیدند که آن با آنان سخن نمیگوید و به راهی هدایتشان نمیکند آن را اتّخاذ کردند و [در آن اتّخاذ] ستمکار بودند
- ترجمه سلطانیو قوم موسی بعد از (رفتن) او از زیورآلاتشان پیکرهٔ گوسالهای بر گرفتند که صدای گاو داشت آیا ندیدند که آن با آنان سخن نمیگوید و به راهی هدایتشان نمیکند آن را اتّخاذ کردند و ستمکار بودند
- ترجمه راستینو قوم موسی بعد از او (یعنی بعد از رفتن او به طور برای وعده حق) مجسمه گوسالهای که صدایی و خواری داشت از طلا و زیورهای خود ساخته و پرستیدند. آیا ندیدند که آن مجسمه بیروح با آنها سخنی نمیگوید و آنها را به راهی هدایت نمیکند؟ (آری دیدند و از جهل و عناد باز) پی آن گوساله گرفتند و مردمی ستمکار بودند.
- ترجمه الهی قمشهای١٤٩ وَلَمَّا سُقِطَ فِي أَيْدِيهِمْ وَرَأَوْا أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّوا قَالُوا لَئِن لَّمْ يَرْحَمْنَا رَبُّنَا وَيَغْفِرْ لَنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ
و چون در دستانشان مُرد [یعنی از کردهٔ خویش پشیمان شدند] و دیدند که هرآینه آنها گمراه شدهاند، [به عنوان اعتراف به گناه و تضرّع] گفتند: اگر پروردگار ما به ما رحم نکند و ما را نیامرزد هرآینه قطعاً از زیانکاران خواهیم بود
- ترجمه سلطانیو چون در دستانشان مُرد (از کردهٔ خویش پشیمان شدند) و دیدند که هرآینه آنها گمراه شدهاند، گفتند: اگر پروردگار ما به ما رحم نکند و ما را نیامرزد هرآینه قطعاً از زیانکاران خواهیم بود
- ترجمه راستینو چون به خود آمدند و از آن عمل پشیمان شدند و دیدند که درست گمراهند (با خود) گفتند: اگر خدا ما را نبخشد و از ما نگذرد سخت از زیانکاران خواهیم بود.
- ترجمه الهی قمشهای١٥٠ وَلَمَّا رَجَعَ مُوسَى إِلَى قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفًا قَالَ بِئْسَمَا خَلَفْتُمُونِي مِن بَعْدِي أَعَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ وَأَلْقَى الْأَلْوَاحَ وَأَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَكَادُوا يَقْتُلُونَنِي فَلَا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْدَاءَ وَلَا تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِـمِينَ
و چون موسی غضبناک و متأسّف نزد قومش بازگشت گفت: بعد از [رفتن] من برای من چه بد جانشینی کردید، آیا از امر پروردگارتان [به اتّباع من و انتظار برای کتاب آسمانی] پیشی گرفتید (سبقت جُستید)؟ و الواح را انداخت و سر برادرش را گرفت [در حالی که] او را به سوی خود میکِشاند، [هارون] گفت: ای پسر مادرم همانا [این] قوم مرا ضعیف (خوار و زبون) کردند و نزدیک بود که مرا بکُشند پس [این] دشمنان را از من شاد مکن و مرا [در نسبت دادن تقصیر به من و قرار دادن من مثل آنها] در زمرهٔ [این] گروه ظالم قرار مده
- ترجمه سلطانیو چون موسی غضبناک و متأسّف نزد قومش بازگشت گفت: بعد از (رفتن) من برای من چه بد جانشینی کردید، آیا از امر پروردگارتان پیشی گرفتید؟ و الواح را انداخت و سر برادرش را گرفت (در حالی که) او را به سوی خود میکِشاند، (هارون) گفت: ای پسر مادرم همانا (این) قوم مرا ضعیف (خوار و زبون) کردند و نزدیک بود که مرا بکُشند پس (این) دشمنان را از من شاد مکن و مرا در زمرهٔ (این) گروه ظالم قرار مده
- ترجمه راستینو چون موسی به حال خشم و تأسف به سوی قوم خود بازگشت، به آنان گفت: شما پس از من بسیار بد حفظ الغیب من کردید!آیا در امر خدای خود عجله کردید!و الواح را به زمین انداخت و (از فرط غضب) سر برادرش (هارون) را گرفته به سوی خود میکشید، هارون گفت: ای فرزند مادرم، این قوم مرا خوار و زبون داشتند تا آنجا که نزدیک بود مرا به قتل رسانند، پس تو دشمنان را بر من شاد مگردان و مرا در عداد مردم ستمکار مشمار.
- ترجمه الهی قمشهای١٥١ قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِأَخِي وَأَدْخِلْنَا فِي رَحْمَتِكَ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ
[موسی] گفت: پروردگارا! من و برادرم را بیامرز و ما را در رحمت خود داخل کن و تو مهربانترین مهربانان هستی
- ترجمه سلطانی(موسی) گفت: پروردگارا! من و برادرم را بیامرز و ما را در رحمت خود داخل کن و تو مهربانترین مهربانان هستی
- ترجمه راستینموسی (بر او شفقت کرد و) گفت: پروردگارا، من و برادرم را بیامرز و ما را در ظلّ رحمت خود داخل گردان، و تو مهربانترین مهربانانی.
- ترجمه الهی قمشهای١٥٢ إِنَّ الَّذِينَ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ سَيَنَالُهُمْ غَضَبٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَذِلَّةٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُفْتَرِينَ
[از خداوند سؤال کرد: کسانی که گوساله را عبادت کردند چه نصیبی دارند؟ پس در جواب او فرمود تعالی:] همانا کسانی که گوساله را [به عنوان معبود] اتّخاذ کردند بزودی [در آخرت] غضبی از پروردگارشان و در زندگانی دنیا خواری به آنها خواهد رسید و اینچنین [جزائی از غضب و ذلّت] به افتراء زنندگان جزاء میدهیم
- ترجمه سلطانیهمانا کسانی که گوساله را اتّخاذ کردند بزودی غضبی از پروردگارشان و خواری در زندگانی دنیا به آنها خواهد رسید و اینچنین به افتراء زنندگان جزاء میدهیم
- ترجمه راستینآنان که گوساله را به پرستش گرفتند (آتش قهر و) غضب خدا (در آخرت) و ذلت و خواری در حیات دنیا محقّقاً به آنها خواهد رسید، و این چنین ما دروغپردازان را کیفر خواهیم کرد.
- ترجمه الهی قمشهای١٥٣ وَالَّذِينَ عَمِلُوا السَّيِّئَاتِ ثُمَّ تَابُوا مِن بَعْدِهَا وَآمَنُوا إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ
و کسانی که اعمال بدی کردند سپس بعد از آن توبه کردند و ایمان آوردند همانا پروردگار تو بعد از آن [بدیها یا توبه] البتّه بسیار آمرزنده و مهربان است
- ترجمه سلطانیو کسانی که اعمال بدی کردند سپس بعد از آن توبه کردند و ایمان آوردند همانا پروردگار تو بعد از آن البتّه بسیار آمرزنده و مهربان است
- ترجمه راستینو آنان که مرتکب عمل زشت شدند و پس از آن عمل بد توبه کردند و (به اخلاص) ایمان آوردند، خدای تو بر آنها بعد از توبه، به یقین بخشنده و مهربان است.
- ترجمه الهی قمشهای١٥٤ وَلَمَّا سَكَتَ عَن مُّوسَى الْغَضَبُ أَخَذَ الْأَلْوَاحَ وَفِي نُسْخَتِهَا هُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلَّذِينَ هُمْ لِرَبِّهِمْ يَرْهَبُونَ
و چون غضب از موسی ساکت شد (فرو نشست) الواح [باقیمانده] را برگرفت (برداشت) و در نوشتههای آن هدایت و رحمت برای کسانی هست که آنها از پروردگارشان ترسان هستند
- ترجمه سلطانیو چون غضب از موسی ساکت شد (فرو نشست) الواح را برگرفت (برداشت) و در نوشتههای آن هدایت و رحمت برای کسانی هست که آنها از پروردگارشان ترسان هستند
- ترجمه راستینو چون غضب موسی فرو نشست الواح تورات را بر گرفت، و در صحیفه آن تورات هدایت و رحمت الهی بود بر آن گروهی که از (قهر) خدای خود میترسند.
- ترجمه الهی قمشهای١٥٥ وَاخْتَارَ مُوسَى قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلًا لِّمِيقَاتِنَا فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قَالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُم مِّن قَبْلُ وَإِيَّايَ أَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاءُ مِنَّا إِنْ هِيَ إِلَّا فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِهَا مَن تَشَاءُ وَتَهْدِي مَن تَشَاءُ أَنتَ وَلِيُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ
و موسی گروهی از هفتاد مرد را [از میان] قوم خود برای میقات ما اختیار کرد پس چون لرزه آنها را در گرفت گفت: پروردگارا اگر [هلاک کردن ما را] میخواستی آنها و مرا قبل از این [وعدهٔ من به بنی اسرائیل و آوردن من ایشان را به میقات تو با شنواندن کلام خود] هلاک میکردی آیا به خاطر آنچه [از جرأت بر طلب رؤیت] که ابلهان ما کردهاند، ما را هلاک میکنی؟ آن جز فتنهٔ تو نیست با آن کسی را که بخواهی گمراه میکنی و کسی را که بخواهی هدایت میکنی، تو ولیّ (متصرّف در امور) ما هستی پس ما را بیامرز و به ما رحم کن و تو بهترین آمرزندگانی
- ترجمه سلطانیو موسی گروهی از هفتاد مرد را (از میان) قوم خود برای میقات ما اختیار کرد پس چون لرزه آنها را در گرفت گفت: پروردگارا اگر میخواستی آنها و مرا قبل از این هلاک میکردی آیا به خاطر آنچه که ابلهان ما کردهاند، ما را هلاک میکنی؟ آن جز فتنهٔ تو نیست با آن کسی را که بخواهی گمراه میکنی و کسی را که بخواهی هدایت میکنی، تو ولیّ ما هستی پس ما را بیامرز و به ما رحم کن و تو بهترین آمرزندگانی
- ترجمه راستینو موسی هفتاد مرد از قوم خود برای وعدهگاه ما انتخاب کرد، پس چون لرزشی سخت (به جرم درخواست دیدن خدا به چشم) آنها را در گرفت، موسی گفت: پروردگارا، اگر مشیّت نافذت تعلق گرفته بود که همه آنها و مرا هلاک کنی (کاش) پیشتر (از این وعده) میکردی، آیا ما را به فعل سفیهان ما هلاک خواهی کرد؟این کار جز فتنه و امتحان تو نیست، که به این امتحان هر که را خواهی گمراه و هرکه را خواهی هدایت میکنی، تویی مولای ما، پس بر ما ببخش و ترحم کن، که تویی بهترین آمرزندگان.
- ترجمه الهی قمشهای١٥٦ وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاءُ وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ
و برای ما در این دنیا و در آخرت نیکی مقرّر بدار همانا ما به تو بازگشتهایم گفت: عذابم را به کسی که بخواهم به او میرسانم و رحمت [رحمانی] من هر چیزی را در بر گرفته است و بزودی آن (رحمت رحیمی) را برای کسانی که [از محرّمات] تقوا پیشه میکنند و زکات میدهند و کسانی که به آیات ما ایمان میآورند خواهم نوشت
- ترجمه سلطانیو برای ما در این دنیا و در آخرت نیکی مقرّر بدار همانا ما به تو بازگشتهایم گفت: عذابم را به کسی که بخواهم به او میرسانم و رحمت من هر چیزی را در بر گرفته است و آن را برای کسانی که تقوا پیشه میکنند و زکات میدهند و کسانی که به آیات ما ایمان میآورند خواهم نوشت
- ترجمه راستینو سرنوشت ما را هم در این دنیا و هم در عالم آخرت نیکویی و ثواب مقدر فرما، که ما به سوی تو بازگشتهایم. خدا فرمود: عذابم را به هر که خواهم رسانم، و رحمت من همه موجودات را فرا گرفته و البته آن را برای آنان که راه تقوا پیش گیرند و زکات میدهند و به آیات ما میگروند حتم و لازم خواهم کرد.
- ترجمه الهی قمشهای١٥٧ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُـولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنزِلَ مَعَهُ أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
کسانی که از رسول نبیّ درس نخوانده که او را نزد خود در تورات و انجیل مکتوب مییابند {زیرا انبیاء (ع) و مخصوصاً موسی (ع) و عیسی (ع) به امّتهایشان دربارهٔ او بشارت داده بودند و خبر او را در کتبشان ثبت کرده بودند} پیروی میکنند که آنها را به معروف امر میکند و آنها را از منکر نهی مینماید و پاکیها را برای آنها حلال میکند و ناپاکیها را بر آنها حرام میکند و سنگینی [تکالیف] آنها و غُل و زنجیرهایی [ناشی از هواها] که بر آنان میباشد را از آنها بر میدارد پس کسانی که [با بیعت عامّه و قبول دعوت ظاهره] به او ایمان آوردهاند و [با منع اغیار از اذیّت کردن او و با منع اهویهٔ فاسده و خیالات کاسده از غلبه بر اتّباع او و امتثال اوامر او و نواهى او] او را بزرگ داشتهاند و او را یاری نمودهاند و از نوری که با او نازل شده پیروی کردهاند آنان همان رستگارانند {نور همان ولایت است برای اینکه نور همان ظاهر به ذات و مُظهر غیر است، و ولایت همان است که با آن، چشم قلب باز میشود و با آن اعمال و احوال و اخلاق و عقاید صحیح از سقیم آنها ظاهر (آشکار) میشوند، و با آن ایضاً دِنائَت (پستی) دنیا و شرافت آخرت ظاهر میشود، و اتّباع ولایت همان آخرین مراتب تکالیف قالبیّه است و همان مقصود از بیعت عامّهٔ نبویّه است که از آن به اسلام تعبیر میشود و همان است که ارتضاء اسلام به آن و آنچه است که تمامیّت نعمت اسلام به آن است و آن اسنی (والاترین) ارکان اسلام و اشرف آنها است، و آن است که مطلبی سوای آن ورای آن نیست، زیرا جمیع مراتبی که برای انسان در سلوکش تصوّر میشود مراتب ولایت هستند و مراد از معیّت نور با محمّد (ص) معیّت قیّومی او است، زیرا ولایت روح نبوّت و قوام آن است}
- ترجمه سلطانیکسانی که از رسول نبیّ درس نخوانده که او را نزد خود در تورات و انجیل مکتوب مییابند پیروی میکنند که آنها را به معروف امر میکند و آنها را از منکر نهی مینماید و پاکیها را برای آنها حلال میکند و ناپاکیها را بر آنها حرام میکند و سنگینی (قید و بندهای) آنها و غُل و زنجیرهایی که بر آنان میباشد را از آنها بر میدارد پس کسانی که به او ایمان آوردهاند و او را بزرگ داشتهاند و او را یاری نمودهاند و از نوری که با او نازل شده پیروی کردهاند آنان همان رستگارانند
- ترجمه راستینهم آنان که پیروی کنند از آن رسول (ختمی) و پیغمبر امّی که در تورات و انجیلی که در دست آنهاست (نام و نشان و اوصاف) او را نگاشته مییابند که آنها را امر به هر نیکویی و نهی از هر زشتی خواهد کرد و بر آنان هر طعام پاکیزه و مطبوع را حلال، و هر پلید منفور را حرام میگرداند، و احکام پر رنج و مشتقی را که چون زنجیر به گردن خود نهادهاند از آنان برمیدارد (و دین آسان و موافق فطرت بر خلق میآورد) . پس آنان که به او گرویدند و از او حرمت و عزت نگاه داشتند و یاری او کردند و نوری را که به او نازل شد پیروی نمودند آن گروه به حقیقت رستگاران عالمند.
- ترجمه الهی قمشهای١٥٨ قُلْ يَاأَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ
بگو: ای مردم همانا [رسالت من اختصاص به قومی جدا از قومی دیگر ندارد] من فرستادهٔ خداوند به سوی همهٔ شما هستم که مُلک (مملکت، پادشاهی) آسمانها و زمین را دارد خدایی جز او نیست و اوست که زنده میکند و میمیراند پس ایمان بیاورید به خداوند و رسول او همان نبی امّی که به خداوند و کلمات [تکوینی و تدوینی] او ایمان دارد و [با امتثال اوامر او] از او تبعیّت کنید به ترقّب اینکه شما [به ولایت] هدایت شوید
- ترجمه سلطانیبگو: ای مردم همانا من فرستادهٔ خداوند به سوی همهٔ شما هستم که مُلک (مملکت، پادشاهی) آسمانها و زمین را دارد خدایی جز او نیست و اوست که زنده میکند و میمیراند پس ایمان بیاورید به خداوند و رسول او همان نبی امّی که ایمان دارد به خداوند و کلمات او و از او تبعیّت کنید به ترقّب اینکه شما هدایت شوید
- ترجمه راستین(ای رسول ما به خلق) بگو که من بر همه شما جنس بشر رسول خدایم، آن خدایی که فرمانروایی آسمانها و زمین از آن اوست، هیچ خدایی جز او نیست که زنده میکند و میمیراند، پس باید ایمان به خدا آرید و هم به رسول او پیغمبر امّی (که از هیچ کس جز خدا تعلیم نگرفته) آن پیغمبری که بس به خدا و سخنان او ایمان دارد، و پیرو او شوید، باشد که هدایت یابید.
- ترجمه الهی قمشهای١٥٩ وَمِن قَوْمِ مُوسَى أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ
و از قوم موسی عدّهای به حقّ هدایت میکنند و به آن عدل (داوری) میکنند
- ترجمه سلطانیو از قوم موسی عدّهای به حقّ هدایت میکنند و به آن عدل (داوری) میکنند
- ترجمه راستینو جماعتی از قوم موسی هستند که به دین حق هدایت کنند و به آن دین حکم و دادگری نمایند.
- ترجمه الهی قمشهای١٦٠ وَقَطَّعْنَاهُمُ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أَسْبَاطًا أُمَمًا وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى إِذِ اسْتَسْقَاهُ قَوْمُهُ أَنِ اضْرِب بِّعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَّشْرَبَهُمْ وَظَلَّلْنَا عَلَيْهِمُ الْغَمَامَ وَأَنزَلْنَا عَلَيْهِمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى كُلُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَكِن كَانُوا أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ
و آنها (قوم موسی) را به دوازده قبیله به امّتهایی تقسیم کردیم و آنوقت که قومش [در تیه (بیابان خشک)] از او آب خواستند به موسی وحی کردیم که با عصایت به سنگ بزن [پس زد و] آنگاه دوازده چشمه [به عدد قبائل] از آن جوشید تا هر قبیلهای (فرقهای از اسباط) مشرب (آبشخوار) خویش را بداند و با ابر بر آنها سایه افکندیم و بر آنها منّ (ترنجبین یا عسل) و سلوی (بلدرچین) نازل کردیم، [در حالی که میگفتیم:] از چیزهای پاکیزهای که روزی شما کردهایم بخورید، و [با ترک قناعت و استبدال با کسی که او ادنی است در مظاهر ما و خلفای ما] به ما ظلم نکردند و لکن آنها به خودشان ظلم میکردند
- ترجمه سلطانیو آنها را به دوازده قبیله به امّتهایی تقسیم کردیم و آنوقت که قومش از او آب خواستند به موسی وحی کردیم که با عصایت به سنگ بزن آنگاه دوازده چشمه از آن جوشید تا هر قبیلهای مشرب (آبشخوار) خویش را بداند و با ابر بر آنها سایه افکندیم و بر آنها منّ و سلوی نازل کردیم، از چیزهای پاکیزهای که روزی شما کردهایم بخورید، و به ما ظلم نکردند و لکن آنها به خودشان ظلم میکردند
- ترجمه راستینو قوم موسی را به دوازده سبط منشعب کردیم که هر سبطی طایفهای باشند. و چون امت موسی (در آن بیابان بیآب) از او آب طلبیدند به موسی وحی کردیم که عصای خود را بر سنگ زن، پس دوازده چشمه آب از آن سنگ جوشید و جاری شد، هر قبیله آبشخور خود را دانستند. و ما به واسطه ابر بر سر آنها سایه افکندیم و نیز بر آنها من و سلوی (مرغ و ترنجبین) فرستادیم (تا تغذیه کنند، و گفتیم) از لذیذ و پاکیزه قوتی که روزیتان کردیم تناول کنید. و آنها نه بر ما بلکه بر خویش ستم میکردند.
- ترجمه الهی قمشهای١٦١ وَإِذْ قِيلَ لَهُمُ اسْكُنُوا هَذِهِ الْقَرْيَةَ وَكُلُوا مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ وَقُولُوا حِطَّةٌ وَادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطِيئَاتِكُمْ سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ
و [به یاد آور یا به آنها یادآوری کن] آنوقتی را که به آنها گفته شد که در این قریه (شهر) [بیت المقدس] ساکن شوید و هر چه که خواستید از آن بخورید و خاضعانه سخن بگویید و سجدهکنان از درب داخل شوید که خطاهایتان را بر شما بیامرزیم بزودی نیکوکاران را زیاد خواهیم کرد
- ترجمه سلطانیو (به یاد آور یا به آنها یادآوری کن) آنوقتی را که به آنها گفته شد که در این قریه (شهر) ساکن شوید و هر چه که خواستید از آن بخورید و خاضعانه سخن بگویید و سجدهکنان از درب داخل شوید که خطاهایتان را بر شما بیامرزیم بزودی نیکوکاران را زیاد خواهیم کرد
- ترجمه راستینو چون به قوم موسی امر شد که در این شهر (بیت المقدس) مسکن کنید و از هر چه خواستید از طعامهای این شهر تناول کنید و در دعا بگویید که پروردگارا، گناهان ما را بریز، و به این در به تواضع و سجده درآیید تا از خطاهای شما درگذریم، که ما نیکوکاران را فزونتر احسان میکنیم.
- ترجمه الهی قمشهای١٦٢ فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ قَـوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُوا يَظْلِمُونَ
پس کسانی از آنها که ظلم کردند سخن را به غیر آنچه که به آنان گفته شده بود تبدیل کردند و به آنچه که ظلم میکردند از آسمان عذابی بر آنها فرستادیم
- ترجمه سلطانیپس کسانی از آنها که ظلم کردند سخن را به غیر آنچه که به آنان گفته شده بود تبدیل کردند و به آنچه که ظلم میکردند از آسمان عذابی بر آنها فرستادیم
- ترجمه راستینآن گاه ستمکاران آنها این امر و گفتاری را که به آنها گفته شده بود به گفتار دیگری تبدیل کردند، ما هم به کیفر مخالفت و ستمکاری بر آنها از آسمان عذابی سخت فرود آوردیم.
- ترجمه الهی قمشهای١٦٣ وَاسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعًا وَيَوْمَ لَا يَسْبِتُونَ لَا تَأْتِيهِمْ كَذَلِكَ نَبْلُوهُم بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ
و از آنان دربارهٔ قریهای که در کنار دریا بود سؤال کن آنوقتی که در شنبهها تعدّی میکردند {زیرا شنبه عید آنها بود و نزد آنها حرمت داشت و یکشنبه برای نصاری عید بود چنانکه برای محمّد (ص) جمعه عید میباشد} آنوقت که روز شنبهٔ خود را رعایت میکردند ماهیهایشان بطوری پدیدار نزد آنان میآمدند [به حیثی که صبر از صید کردن برای آنها ممکن نمیشد و حال آنکه آنها از صید در روز شنبه نهی شده بودند] و روزی که شنبه را رعایت نمیکردند، [ماهیها] نزد آنها نمیآمدند، این چنین آنها را به (سبب) آنچه که فسق میکردند آزمودیم [یعنی این ابتلاء به سبب فِسْق آنها و عصیان آنها بود]
- ترجمه سلطانیو از آنان دربارهٔ قریهای که در کنار دریا بود سؤال کن آنوقتی که در شنبهها تعدّی میکردند آنوقت که روز شنبهٔ خود را رعایت میکردند ماهیهایشان بطوری پدیدار نزد آنان میآمدند و روزی که شنبه را رعایت نمیکردند، (ماهیها) نزد آنها نمیآمدند این چنین آنها را به (سبب) آنچه که فسق میکردند آزمودیم
- ترجمه راستینو (ای رسول ما) بنی اسرائیل را از آن قریه که در ساحل دریا بود (دِه اَیْله و مَدْین) بازپرس آن گاه که از حکم (تعطیل روز) شنبه تجاوز کردند، آنگاه که (برای امتحان) به روز شنبه ماهیان در مشارع پیرامون دریا پدیدار شده و در غیر آن روز اصلا پدید نمیآمدند. بدین گونه ما آنان را به سبب فسق و نافرمانی آزمایش میکردیم.
- ترجمه الهی قمشهای١٦٤ وَإِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِّنْهُمْ لِـمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا قَالُوا مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ
و آنوقتی را که گروهی از آنان [از نهی کنندگان واعظ (نصیحت کننده) یا از ساکتان غیر واعظ، یا از عصیانگرانی که از روی استهزاء یا از روی اعتقاد] گفتند: چرا قومی را که خداوند آنها را هلاک کننده است یا با عذابی شدید عذاب کننده است وعظ میکنید؟ گفتند: به جهت عذرخواهی از پروردگار شما است و راقب به اینکه آنها تقوا پیشه کنند [یعنی اینکه آنها و اگرچه در فسوق (فسقها، نافرمانیها) و عصیان فرو رفتهاند، لکن ما آنچه را که بر ما است از نهی از منکر و ترحّم بر بندگان با احتمال قبول و با احتمال نجات آنها از عذاب در موعظۀ خود اداء میکنیم]
- ترجمه سلطانیو آنوقتی را که گفتند: گروهی از آنان (نهی کنندگان) چرا قومی را که خداوند آنها را هلاک کننده است یا با عذابی شدید عذاب کننده است وعظ میکنید؟ گفتند: به جهت عذرخواهی از پروردگار شما است و راقب به اینکه آنها تقوا پیشه کنند
- ترجمه راستینو چون (پند و موعظه ناصحین در آنها اثری نکرد) جمعی از آن گروه گفتند: چرا قومی را که از جانب خدا به هلاک و یا به عذاب سخت محکومند باز موعظه میکنید؟ناصحان گفتند: پند ما معذرت (و اتمام حجت) است از جانب پروردگارتان، و دیگر آنکه شاید (اثر کند و) تقوا پیشه کنند.
- ترجمه الهی قمشهای١٦٥ فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ أَنجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ
پس چون آنچه که به آن تذکّر داده شده بودند [یعنی آنچه را که واعظان از تحذیر از عذاب به آنها تذکّر داده بودند یا آنچه را که خداوند به آنها از حرمت شنبه وحرمت صید در آن تذکّر داده بود، ترک کردند] را فراموش کردند کسانی که از بدی نهی میکردند را [یعنی واعظان را برای اینکه آنها راضی به فعل آنها نبودند و از نهی کردن آنها ساکت نبودند] نجات دادیم و کسانی که [با ترک آنچه که بر آنها بود و ارتکاب آنچه که در شنبهها برای آنها نبود به خودشان] ظلم میکردند را به (سبب) آنچه که فسق میکردند به عذابی سخت (شدید) گرفتیم
- ترجمه سلطانیپس چون آنچه که به آن تذکّر داده شده بودند را فراموش کردند کسانی که از بدی نهی میکردند را نجات دادیم و کسانی که ظلم میکردند را به (سبب) آنچه که فسق میکردند به عذابی سخت گرفتیم
- ترجمه راستینو چون هر چه به آنها تذکر داده شد در آن غفلت ورزیدند ما هم آن جماعت را که از کار بد منع مینمودند نجات بخشیدیم و آنان را که ظلم و ستمکاری کردند به کیفر فسقشان به عذابی سخت گرفتار کردیم.
- ترجمه الهی قمشهای١٦٦ فَلَمَّا عَتَوْا عَن مَّا نُهُوا عَنْهُ قُلْنَا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ
و چون از آنچه که از آن نهی شده بودند عتوّ (تکبّر و از ادب تجاوز کردن) کردند به آنها گفتیم: بوزینگانی رانده شده [از هر خیری] باشید
- ترجمه سلطانیو چون از آنچه که از آن نهی شده بودند عتوّ (تکبّر کردند و از ادب تجاوز) کردند به آنها گفتیم: بوزینگانی رانده شده باشید
- ترجمه راستینپس چون سرکشی و تکبر کرده و آنچه ممنوع بود مرتکب شدند به آنها گفتیم به شکل بوزینه شوید و بسی دور و بازمانده از رحمت خدا باشید.
- ترجمه الهی قمشهای١٦٧ وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكَ لَيَبْعَثَنَّ عَلَيْهِمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَن يَسُومُهُمْ سُـوءَ الْعَذَابِ إِنَّ رَبَّكَ لَسَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ
و آنوقت را که پروردگار تو اعلام کرد که حتماً بر آنها (تعدّی کنندگان یا یهود) تا روز قیامت کسانی را خواهد گماشت که آنها را با عذاب بدی [با قتل و اِذْلال (ذلیل کردن) با جِزْیَه و اِجْلاء (تبعید) چنانکه بُخْتُ النصَّر و کسان بعد او و محمّد (ص) انجام دادند] عذاب (تکلیف) کنند، همانا پروردگار تو البتّه سریع عقوبت کننده است [پس اغترار (مغرور شدن) به حلم او شایسته نیست] و همانا او البتّه [برای کسی که از طغیانش دست بردارد و به او بازگشت نماید] بسیار آمرزنده و مهربان است
- ترجمه سلطانیو آنوقت را که پروردگار تو اعلام کرد که حتماً بر آنها (تعدّی کنندگان) تا روز قیامت کسانی را خواهد گماشت که آنها را با عذاب بدی عذاب کنند، همانا پروردگار تو البتّه سریع عقوبت کننده و همانا او البتّه بسیار آمرزنده و مهربان است
- ترجمه راستینو آنگاه که خدای تو اعلام نمود که تا روز قیامت کسی را به عقوبت و عذاب سخت بر آنها برانگیزد، که پروردگار تو همانا زود کیفر کننده (ستمکاران) و (به خلق) بسیار بخشنده و مهربان است.
- ترجمه الهی قمشهای١٦٨ وَقَطَّعْنَاهُمْ فِي الْأَرْضِ أُمَمًا مِّنْهُمُ الصَّالِحُونَ وَمِنْهُمْ دُونَ ذَلِكَ وَبَلَوْنَاهُم بِالْحَسَنَاتِ وَالسَّيِّئَاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ
و آنها را به [صورت] امّتهایی [متفرّق] در زمین توزیع کردیم [عدّهای] از آنها صالح هستند و [عدّهای] از آنها غیر آن هستند و آنها را با نیکیها [یعنی سعه (گشایش) و نرمی (راحتی) و امنیّت و صحّت] و بدیها [یعنی تنگی و سختی و ناامنی و عدم صحت] آزمایش کردیم راقب به اینکه آنها [از غیّ (انحراف) خود] بازگردند [چنانکه آن رسم ما در هدایت کسی است که هدایت او را اراده میکنیم]
- ترجمه سلطانیو آنها را به (صورت) امّتهایی در زمین توزیع کردیم (عدّهای) از آنها صالح هستند و (عدّهای) از آنها (صالح) نیستند و آنها را با نیکیها و بدیها آزمایش کردیم راقب به اینکه آنها بازگردند
- ترجمه راستینو بنی اسرائیل را در روی زمین به شعبی متفرق ساختیم، بعضی از آنها صالح و درستکارند و برخی فروتر از آنان (در درجه و منزلت) ، و آنها را به خوشیها و ناخوشیها بیازمودیم، باشد که (به حکم حق) بازگردند.
- ترجمه الهی قمشهای١٦٩ فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْكِتَابَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هَذَا الْأَدْنَى وَيَقُـولُونَ سَيُغْفَرُ لَنَا وَإِن يَأْتِهِمْ عَرَضٌ مِّثْلُهُ يَأْخُذُوهُ أَلَمْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِم مِّيثَاقُ الْكِتَابِ أَن لَّا يَقُـولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ وَدَرَسُوا مَا فِيهِ وَالدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ
پس جانشینانی [دارای شرّ] بعد از آنها جانشین [آنها] شدند کتاب آسمانی را [یعنی کتاب نبوّت و احکام آن را یا تورات را بنابر تنزیل آن و ظاهر آن] به ارث بردند عَرَض (متاع) این [دنیای] پستتر را میگیرند [پس وای، سپس وای بر کسی که احکام نبوی را انتحال میکند و آن را وسیلهای به سوی اعراض دنیوی قرار میدهد] و میگویند: ما آمرزیده خواهیم شد {زیرا نفس به مشتهیاتش در توسّل خود وجهی را برای اطمینان خود در آن استدعاء میکند و گاهی میگوید نه ثوابی هست و نه عقابی و نه آخرتی و گاهی میگویدکه خداوند کریم است، و گاهی میگوید عذاب جز روزهای معدودی نیست، و گاهی میگوید کسی که به نبیّ (ع) منسوب است عذاب نمیشود، و اگرچه به گناهان اهل دنیا بیاید، و گاهی میگوید دوستدار علی (ع) داخل آتش نمیشود و حبّ علی (ع) حسنهای است که با آن سیّئهای ضرر نمیرساند، و نمیداند که همهٔ اینها غرور (فریب) هستند و آنچه را که آن را به انتساب به نبیّ یا محبّت بر علی (ع) توهّم میکند انتساب به شیطان و محبّت به او است، خداوند ما را از شبهات انفس خود پناه دهد}، و اگر عَرَضی مثل آن به آنها برسد آن را میگیرند، آیا از آنها میثاق کتاب اخذ نشد که بر خداوند جز حقّ نگویند [یعنی اینکه وراثت کتاب استدعای خوف از خداوند را میکند نه اِغْتِرار (مغرور شدن) به آن را، زیرا میثاق کتاب یعنی عهودی که بر آنها در بیعت عامّهٔ نبویّه گرفته شده این است که به دنیا مغرور نشوند و بر خداوند جز حقّ نگویند] و آنچه [از وعده و وعید] که در آن است را درس (یاد) گرفتهاند [یا عهد بستهاند] و (حال آنکه) خانهٔ آخرت برای کسانی که تقوا پیشه میکنند بهتر است آیا پس تعقّل نمیکنید
- ترجمه سلطانیپس جانشینانی (دارای شرّ) بعد از آنها جانشین (آنها) شدند کتاب آسمانی را به ارث بردند عَرَض (متاع) این (دنیای) پستتر را میگیرند و میگویند: ما آمرزیده خواهیم شد، و اگر عَرَضی مثل آن به آنها برسد آن را میگیرند، آیا از آنها میثاق کتاب اخذ نشد که بر خداوند جز حقّ نگویند و آنچه که در آن است را درس گرفتهاند و (حال آنکه) خانهٔ آخرت برای کسانی که تقوا پیشه میکنند بهتر است آیا پس تعقّل نمیکنید
- ترجمه راستینپس از آنکه پیشینیانشان درگذشتند اخلاف و بازماندگانشان وارث کتاب آسمانی شدند در حالی که متاع پست این دنیا را برمیگزینند و گویند ما بخشیده خواهیم شد، و چنانچه مثل آن مال از متاع دنیا که یافتند باز (از هر راه حرام و خیانت) بیابند برگیرند. آیا از آنان پیمان کتاب آسمانی گرفته نشد که به خدا جز حرف حق و سخن راست نسبت ندهند و آنچه در کتاب است درس گیرند؟و منزل ابدی آخرت برای مردم پرهیزکار بسی بهتر است، آیا تعقل نمیکنید؟
- ترجمه الهی قمشهای١٧٠ وَالَّذِينَ يُمَسِّكُونَ بِالْكِتَابِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ
و کسانی که [با بیعت اسلامیّه] به کتاب [یعنی کتاب نبوّت] تمسّک میجویند (متوسّل میشوند) و [با بیعت ولویّه] نماز را برپا میدارند ما هرگز پاداش مصلحان را ضایع نمیکنیم
- ترجمه سلطانیو کسانی که به کتاب تمسّک میجویند (متوسّل میشوند) و نماز را برپا میدارند ما هرگز پاداش مصلحان را ضایع نمیکنیم
- ترجمه راستینو آنان که متوسل به کتاب آسمانی شوند و نماز به پا دارند، ما اجر درستکاران را ضایع نخواهیم گذاشت.
- ترجمه الهی قمشهای١٧١ وَإِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ وَظَنُّوا أَنَّهُ وَاقِعٌ بِهِمْ خُذُوا مَا آتَيْنَاكُم بِقُوَّةٍ وَاذْكُرُوا مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ
و آنوقت را که آن کوه را [با قَلع (کَندن) بالا بردیم] مانند سایبانی در فوق آنها بر افراشتیم و گمان کردند که آن بر آنها فرو میافتد، [در حالی که میگفتیم] آنچه که به شما دادهایم را با قوّت بگیرید [یعنی (در حالی که) میگفتیم: تورات و احکام آن را با قوّت و عزم از قلوبتان بگیرید و احکام آن را با قوّت از ابدانتان امتثال کنید] و یاد کنید آنچه [از عبرتها و احکام] را که در آن هست به این ترقّب که شما [از موبقات (مهلکههای) نفس] بهراسید (تقوا پیشه کنید)
- ترجمه سلطانیو آنوقت را که آن کوه را مانند سایبانی در فوق آنها بر افراشتیم و گمان کردند که آن بر آنها فرو میافتد، آنچه که به شما دادهایم را با قوّت بگیرید و یاد کنید آنچه را که در آن هست به این ترقّب که شما (از مهلکههای نفس) بهراسید (تقوا پیشه کنید)
- ترجمه راستینو آنگاه که کوه طور را از جای برکندیم و مانند قطعه ابری بر فراز سر آنها برآوردیم که پنداشتند بر آنها فرو خواهد افتاد (و امر کردیم) دستور توراتی که به شما آمد با قوت (ایمان و عقیده محکم) اخذ کنید و آنچه در آن مذکور است متذکر شوید، باشد که پرهیزکار شوید.
- ترجمه الهی قمشهای١٧٢ وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُـولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ
و آنوقتی را که پروردگارت نسلشان را از پشت آنها از بنی آدم برگرفت و آنها را بر خودشان شاهد گرفت که آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: بله شهادت میدهیم تا مبادا [یعنی کراهت داشته باشید که] در روز قیامت بگویید که ما از این غافل بودیم {اشیاء همگی خصوصاً آنچه که فوق عالم طبع است نسبت به خدای تعالی همگی علم و شعور و سمع و بصر و نطق هستند و تأمّلی باقی نمیماند در اینکه اِشْهاد (شهادت خواستن) و اِسْماع (شنواندن) و اِقْرار، همگی بنابر حقایق لغوی خود هستند بلکه احقّ به حقایق آنها همآنچه است که آن در مافوق عالم طبع است}
- ترجمه سلطانیو آنوقتی را که پروردگارت نسلشان را از پشت آنها از بنی آدم برگرفت و آنها را بر خودشان شاهد گرفت که آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: بله شهادت میدهیم تا مبادا در روز قیامت بگویید که ما از این غافل بودیم
- ترجمه راستینو به یاد آر هنگامی که خدای تو از پشت فرزندان آدم ذرّیّه آنها را برگرفت و آنها را بر خودشان گواه ساخت که آیا من پروردگار شما نیستم؟همه گفتند: بلی، ما گواهی دهیم. (برخی مفسرین گفتند: مراد ظهور ارواح فرزندان آدم است در نشأه ذرّ و عالم روح و گواهی آنها به نور تجرّد و شهود به توحید خدا و ربّانیت او در عوالم ملک و ملکوت. ) (و ما این گواهی گرفتیم) که دیگر در روز قیامت نگویید: ما از این واقعه غافل بودیم.
- ترجمه الهی قمشهای١٧٣ أَوْ تَقُـولُوا إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ
یا [کراهت داشته باشید که] بگویید جز این نیست که پدران ما قبل از ما شرک میورزیدهاند و ما فرزندان بعد از آنان هستیم، آیا پس ما را به آنچه که اهل باطل انجام میدادهاند هلاک میکنی
- ترجمه سلطانییا (مبادا) بگویید جز این نیست که پدران ما قبل از ما شرک میورزیدهاند و ما فرزندان بعد از آنان هستیم، آیا پس ما را به آنچه که اهل باطل انجام میدادهاند هلاک میکنی
- ترجمه راستینیا آنکه نگویید که منحصرا پدران ما به دین شرک بودند و ما هم فرزندان بعد از آنها بودیم، آیا به عمل زشت اهل باطل ما را به هلاکت خواهی رسانید؟
- ترجمه الهی قمشهای١٧٤ وَكَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ وَلَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ
و اینچنین [تفصیلی با قول و با فعل] آیات را تفصیل میدهیم و به این ترقّب که آنها بازگردند
- ترجمه سلطانیو اینچنین آیات را تفصیل میدهیم و به این ترقّب که آنها بازگردند
- ترجمه راستینو بدین گونه ما آیات خود را تفصیل میدهیم (تا آیات ما را بفهمند) و باشد که بازگردند.
- ترجمه الهی قمشهای١٧٥ وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ
و بر آنها بخوان خبر کسی را که آیات خود را به او داده بودیم سپس [با ترک عمل به مقتضای آنها و غفلت از آنها] از آنها منسلخ (جدا) شد و شیطان او را تابع [خود] کرد و از گمراهان گشت
- ترجمه سلطانیو بر آنها بخوان خبر کسی را که آیات خود را به او داده بودیم سپس از آنها منسلخ (جدا) شد و شیطان او را تابع (خود) کرد و از گمراهان گشت
- ترجمه راستینو بخوان بر این مردم (بر قوم یهود) حکایت آن کس (بَلْعَم باعور) را که ما آیات خود را به او عطا کردیم، و او از آن آیات بیرون رفت و شیطان او را تعقیب کرد تا از گمراهان عالم گردید.
- ترجمه الهی قمشهای١٧٦ وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَث ذَّلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ
و اگر میخواستیم حتماً او را به آنها [یعنی به آن آیات] بالا میبردیم و لکن او به زمین [طَبْع و بعد از آن به زمین طین (گل، خاک) برای قضای مشتهیاتی از آن] تمایل داشت و از هوایش پیروی کرد و مثل او [بعد از آنکه به زمین تمایل پیدا کرد در شدّت تعبش و کثرت حرکتش برای تحصیل مأمول (خواسته، آرزو شده) خود از زمین برای تسکین حرارت حرصش و عدم انتفاع در تسکین حرص] مانند مَثَل [آن] سگی است که چه بر آن حملهور شوی لَهلَه میزند یا آن را ترک کنی [باز] لهله میزند آن مَثل این مردمان است که آیات ما را تکذیب کردهاند [و هر مکذّب (دروغ بند) به آیات خداوند این مَثَل او است] پس این قصّهها را [بر یهود و غیر آنها] قصّه کن راجی به اینکه آنها [در مآل (نتیجه، عاقبت) افعالشان و احوالشان] تفکّر کنند
- ترجمه سلطانیو اگر میخواستیم حتماً او را به آن (آیات) بالا میبردیم و لکن او به زمین تمایل داشت و از هوایش پیروی کرد و مثل او مانند مَثَل (آن) سگی است که چه بر آن حملهور شوی لَهلَه میزند یا آن را ترک کنی (باز) لهله میزند آن مَثل این مردمان است که آیات ما را تکذیب کردهاند پس این قصّهها را قصّه کن راجی به اینکه آنها تفکّر کنند
- ترجمه راستینو اگر میخواستیم به آن آیات او را رفعت مقام میبخشیدیم، لیکن او به زمین (تن) فروماند و پیرو هوای نفس گردید، و در این صورت مثل و حکایت حال او به سگی ماند که اگر بر او حمله کنی و یا او را به حال خود واگذاری به عوعو زبان کشد. این است مثل مردمی که آیات ما را بعد از علم به آن تکذیب کردند. پس این حکایت بگو، باشد که به فکر آیند.
- ترجمه الهی قمشهای١٧٧ سَاءَ مَثَلًا الْقَوْمُ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَأَنفُسَهُمْ كَانُوا يَظْلِمُونَ
مَثَل این مردمانی که آیات ما را دروغین شمردند و به خودشان ستم میکردند چه بد است
- ترجمه سلطانیمَثَل این مردمانی که آیات ما را دروغین شمردند و به خودشان ستم میکردند چه بد است
- ترجمه راستینمثل حال گروهی که آیات ما را تکذیب کردند و به خویش ستم میکردند بسیار بد مثلی است.
- ترجمه الهی قمشهای١٧٨ مَن يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي وَمَن يُضْلِلْ فَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ
کسی را که خداوند هدایت کند پس او هدایت شده است و کسی را که گمراه کند پس آنها همان زیانکارانند
- ترجمه سلطانیکسی را که خداوند هدایت کند پس او هدایت شده است و کسی را که گمراه کند پس آنها همان زیانکارانند
- ترجمه راستینهر که را خدا هدایت فرماید هم اوست که هدایت یافته، و آنها را که به گمراهی واگذارد هم آنان زیانکاران عالمند.
- ترجمه الهی قمشهای١٧٩ وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِـجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَّا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَّا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَّا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ
و همانا بسیاری از جن و انس را برای جهنم ایجاد کردهایم، [البتّه فعل ما اجباری از سوی ما نیست بلکه آنها] قلبهایی دارند که با آنها تفقّه (فهم کردن) نمیکنند [پس به عدم استعداد آنها و عدم استحقاقشان آنها را داخل جهنّم کردیم] {تَفَقّه علمی دینی است که با آن به علم دیگری توسّل میشود و علوم آنان و اگرچه کثیرهٔ دقیقه است باعث ترقّی آنها در طریق قلب و آخرت نمیشود} و چشمانی دارند که با آنها [در عین حدّت آنها، از اشیاء آنچه را که بر خداوند و بر مبدئیّت او و معادیّت او دلالت میکند] نمیبینند و گوشهایی دارند که با آنها [در عین حدّت آنها، از اشیاء و اصوات آنچه را که در آخرتشان به آنها نفع میرساند] نمیشنوند آنان [در عدم تفقّه و اِشْتِداد (استوار بودن) علم و در عدم اِبْصار (دیدن) آنچه از دیدنیها که شایسته است که دیده شود، و عدم سماع آنچه از مسموعات که شایسته است که شنیده شود] مانند چهارپایان هستند [بلکه مَدارِک آنان موقوف بر درک اسباب تعیّش (زندگی کردن) در آجل (آینده، آخرت) است و اگرچه در اعلی مرتبه درک باشند، کما اینکه مدارک چهارپایان موقوف بر درک نافع (سود) و ضارّ (زیان) در آجل است] بلکه آنان گمراهترند آنان همان غافلان هستند
- ترجمه سلطانیو همانا بسیاری از جن و انس را برای جهنم ایجاد کردهایم، قلبهایی دارند که با آنها تفقّه (فهم کردن) نمیکنند و چشمانی دارند که با آنها نمیبینند و گوشهایی دارند که با آنها نمیشنوند آنان مانند چهارپایان هستند بلکه آنان گمراهترند آنان همان غافلان هستند
- ترجمه راستینو محققا بسیاری از جن و انس را برای جهنم آفریدیم، چه آنکه آنها را دلهایی است بیادراک و معرفت، و دیدههایی بینور و بصیرت، و گوشهایی ناشنوای حقیقت، آنها مانند چهارپایانند بلکه بسی گمراهترند، آنها همان مردمی هستند که غافلاند.
- ترجمه الهی قمشهای١٨٠ وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَائِهِ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ
و خداوند اسمهای نیکویی دارد {اسم به اسمى که به اسماء لفظی و نه به مفاهیم ذهنی و نه به آنچه که به مواضعه دلالت میکند اختصاص ندارد، بلکه در حقیقت بر موجودات عینی اطلاق میشود برای اینکه حقیقت اسم آنچه است که حکایت از غیر کند چه لفظی باشد یا ذهنی یا عینی} [یعنی خداوند اسماء خاصّی دارد که دلالتی بر غیر او ندارند، و آنها فی انفسها احسن از غیر خود هستند و خاتم الانبیاء (ص) اسمى است که از جهات سهگانه احسن (بهترین) است که احسنى از او نیست، سپس خاتم الاولیاء (ع) است سپس سایر انبیاء (ع) و اولیاء (ع) بنابر تفاوت مراتب آنها هستند] پس او را به وسیلهٔ آنها بخوانید و [خواندن خداوند را به وسیلهٔ] کسانی که حرمت اسماء او را نگه نمیدارند را ترک کنید که بزودی به آنچه که عمل میکردند مجازات خواهند شد
- ترجمه سلطانیو خداوند اسمهای نیکویی دارد پس او را به وسیلهٔ آنها بخوانید و کسانی را که حرمت اسماء او را نگه نمیدارند ترک کنید که بزودی به آنچه که عمل میکردند مجازات خواهند شد
- ترجمه راستینو خدا را نیکوترین نامهاست، بدانها خدا را بخوانید، و آنان را که در نامهای او به انحراف میگرایند به خود واگذارید، که به زودی کردار بدشان را مجازات خواهند دید.
- ترجمه الهی قمشهای١٨١ وَمِمَّنْ خَلَقْنَا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ
و از کسانی که خلق کردهایم گروهی به حقّ [مضاف همان ولایت است و نبوّت و رسالت صورت آن است] هدایت میکنند و با آن عدالت میورزند
- ترجمه سلطانیو از کسانی که خلق کردهایم گروهی به حقّ هدایت میکنند و با آن عدالت میورزند
- ترجمه راستینو از خلقی که آفریدهایم فرقهای به حق هدایت میکنند و به حق حکم و دادگری میکنند.
- ترجمه الهی قمشهای١٨٢ وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ
و کسانی که آیات ما را دروغین انگاشتند بزودی آنها را از حیثی که نمیدانند استدراج (تنزّل درجه به درجه) خواهیم داد
- ترجمه سلطانیو کسانی که آیات ما را دروغین انگاشتند بزودی آنها را از حیثی که نمیدانند استدراج (تنزّل) خواهیم داد
- ترجمه راستینو آنان که آیات ما را تکذیب کردند به زودی آنها را به عذاب و هلاکت میافکنیم از جایی که فهم آن نکنند.
- ترجمه الهی قمشهای١٨٣ وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ
و به آنها مهلت میدهم، همانا کید من متین است [که ظاهر آن احسان و باطن آن استدراج است]
- ترجمه سلطانیو به آنها مهلت میدهم، همانا کید من متین است
- ترجمه راستینروزی چند به آنها مهلت دهیم، که همانا مکر و عقاب من بس شدید است.
- ترجمه الهی قمشهای١٨٤ أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِهِم مِّن جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ مُّبِينٌ
آیا [محمّد (ص) را انکار کردند و] فکر نکردهاند که صاحب (همنشین) آنها مجنون نیست که او جز بیم دهندهای آشکار نیست
- ترجمه سلطانیآیا فکر نکردهاند که صاحب (همنشین) آنها مجنون نیست که او جز بیم دهندهای آشکار نیست
- ترجمه راستینآیا این مردم فکر نکردند که صاحب آنها (یعنی پیامبر) هرگز جنونی در او نیست؟او فقط ترساننده خلق است (از اهوال قیامت) به بیانی روشن.
- ترجمه الهی قمشهای١٨٥ أَوَلَمْ يَنظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللَّهُ مِن شَيْءٍ وَأَنْ عَسَى أَن يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ
آیا در ملکوت آسمانها و زمین و آنچه که خداوند از هر چیزی خلق کرده است نظر (فکر) نکردهاند {ملکوت هر چیزی، باطن آن است و باطن هر شیء مالک ظاهر آن است، مانند باطن انسان مسخّر بر ظاهرش، به حیثی که متمکّن از عدم اطاعت او نمیشود، و باطن آسمانها مسخّر بر اجرام آنها در حرکات متناسقهٔ (منتظم با هم) آنها است و ملکوت زمین مثال آن در عالم مثال و همان عالم ملکوت اعلی است، و مقصود از نظر کردن در ملکوت آن دو نظر در دقایق حکمتهای مودِعه (ودیعه شده) در حرکات متناسق منتظم است که کلیّات نظام عالم و جزئیّات آن مترتّب بر آنها است که عاقل شکّ نمیکند در آنکه آنها از اجرام بدون علم و شعور آن نیست، بلکه آنها مُسخِّرِ (تسخیر کننده) عالم شاعر حکیم دارند} و اینکه چه بسا که اجل آنها نزدیک شده باشد پس به کدام سخن بعد آن (اجل) ایمان میآورند؟
- ترجمه سلطانیآیا در ملکوت آسمانها و زمین و آنچه که خداوند از هر چیزی خلق کرده است نظر نکردهاند و اینکه چه بسا که اجل آنها نزدیک شده باشد پس به کدام سخن بعد از آن ایمان میآورند؟
- ترجمه راستینآیا فکر و نظر در ملکوت آسمانها و زمین و در هر چه خدا آفریده نکردند و در این که اجل و مرگ آنها بسا باشد که به آنان بسیار نزدیک شده باشد؟پس به چه حدیثی بعد از این (کتاب مبارک آسمانی) ایمان خواهند آورد؟
- ترجمه الهی قمشهای١٨٦ مَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَا هَادِيَ لَهُ وَيَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ
و کسی را که خداوند گمراه کند پس او هادیی ندارد و آنها را در طغیان خویش رها میکند که کوری ورزند (سرگردان شوند)
- ترجمه سلطانیو کسی را که خداوند گمراه کند پس او هادیی ندارد و آنها را در طغیان خویش رها میکند که کوری ورزند (سرگردان شوند)
- ترجمه راستینهر که را خدا گمراه خواست هیچ کس رهنمای او نباشد، و چنین گمراهان را خدا در طغیان و سرکشی خود به حیرت و ضلالت واگذارد.
- ترجمه الهی قمشهای١٨٧ يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ رَبِّي لَا يُجَلِّيهَا لِوَقْتِهَا إِلَّا هُوَ ثَقُلَتْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا تَأْتِيكُمْ إِلَّا بَغْتَةً يَسْأَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللَّهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ
از تو دربارهٔ ساعت (قیامت، ظهور قائم عجّل الله فرجه، وقت مرگ) سؤال میکنند که چه زمانی آن فرا میرسد بگو: جز این نیست که علم آن نزد پروردگار من است، جز او آن را در وقت آن آشکار (ظاهر) نمیکند، آن در آسمانها و زمین سنگین است [برای اینکه صغرای آن و کبرای آن حدود و تعیّنات را رفع (از بین بردن) میکند و انیّات را میمیراند و حقّ را ظاهر و باطل را نابود میکند و آسمانها و زمین و اهل آن دو جز تعیّنات و انیّات باطله نیستند، و سنگینیای، سنگینتر از آنچه که شیء را رفع میکند و برای او اثری باقی نمیگذارد نیست] نزد شما نمیآید مگر ناگهانی، [چنان] از تو سؤال میکنند که گویی تو از آن آگاهی، بگو: جز این نیست که علم آن تنها نزد خداوند است و لکن اکثر مردم نمیدانند
- ترجمه سلطانیاز تو دربارهٔ ساعت سؤال میکنند که چه زمانی آن فرا میرسد بگو: جز این نیست که علم آن نزد پروردگار من است، جز او در وقت آن آن را آشکار نمیکند، آن در آسمانها و زمین سنگین است نزد شما نمیآید مگر ناگهانی، (چنان) از تو سؤال میکنند که گویی تو از آن آگاهی، بگو: جز این نیست که علم آن تنها نزد خداوند است و لکن اکثر مردم نمیدانند
- ترجمه راستین(ای رسول ما) از تو احوال و ساعت قیامت را سؤال خواهند کرد که چه وقت فراخواهد رسید؟پاسخ ده که علم آن منحصرا نزد ربّ و خدای من است، کسی به جز او آن را به هنگامش آشکار نکند، (شأن) آن ساعت در آسمانها و زمین بسی سنگین و عظیم است، نیاید شما را مگر ناگهانی. از تو میپرسند گویی تو کاملا بدان آگاهی. بگو: علم آن ساعت محققا نزد خداست، لیکن اکثر مردم آگاه نیستند.
- ترجمه الهی قمشهای١٨٨ قُل لَّا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
بگو: [من] مالک نفع و نه ضرری برای خودم نیستم [پس برای من اطّلاع بر غیوب نمیباشد] مگر آنچه را که خداوند بخواهد [که مرا بر ظاهرش مالک نماید و مرا بر معنای مکنّای (کنایه شده) آن تعلیم دهد] و اگر غیب میدانستم حتماً طلب فراوانی خیر (سعه در مال و صحّت و سلامت) میکردم و به من بدی (آفت در مال و در انفس) نمیرسید که من جز انذار کنندهای و بشارت دهندهای برای گروهی که ایمان میآورند نیستم
- ترجمه سلطانیبگو: (من) مالک نفع و نه ضرری برای خودم نیستم مگر آنچه را که خداوند بخواهد و اگر غیب میدانستم حتماً طلب فراوانی خیر میکردم و به من بدی نمیرسید که من جز انذار کنندهای و بشارت دهندهای برای گروهی که ایمان میآورند نیستم
- ترجمه راستینبگو که من مالک نفع و ضرر خویش نیستم مگر آنچه خدا خواسته، و اگر من از غیب (جز آنچه به وحی میدانم) آگاه بودم بر خیر و نفع خود همیشه میافزودم و هیچگاه زیان و رنج نمیدیدم، من نیستم مگر رسولی ترساننده، و بشارت دهنده گروهی که اهل ایمانند.
- ترجمه الهی قمشهای١٨٩ هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَت دَّعَوَا اللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِـحًا لَّنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ
او کسی است که شما را از نفسی واحد خلق کرد و از [سنخ] آن زوجش را قرار داد تا [وقتی که او را از سنخ خود میبیند] به وی (جفتش) آرام بگیرد و چون با او درآمیخت حملی (بارداری) سبک را حمل کرد پس [مدّتی را] با آن (حمل) سپری کرد و چون سنگین شد (زوجش)، [آن دو] خداوند پروردگار خود را خواندند که اگر به ما [فرزند] صالحی [در نفس و بدن] بدهی البتّه هرآینه ما از شکر کنندگان خواهیم بود
- ترجمه سلطانیاو کسی است که شما را از نفسی واحد خلق کرد و از آن زوجش را قرار داد تا به او (مؤنّث) آرام بگیرد و چون با او درآمیخت حملی (بارداری) سبک را حمل کرد پس (مدّتی را) با آن سپری کرد و چون سنگین شد (مؤنّث)، (آن دو) خداوند پروردگار خود را خواندند که اگر به ما (فرزند) صالحی بدهی البتّه هرآینه ما از شکر کنندگان خواهیم بود
- ترجمه راستیناوست خدایی که همه شما را از یک تن بیافرید و از (نوع) او نیز جفتش را مقرر داشت تا به او انس و آرام گیرد، و چون با او خلوت کرد باری سبک برداشت، پس با آن بار حمل چندی بزیست تا سنگین شد، آنگاه هر دو خدا و پروردگار خود را خواندند که اگر به ما فرزندی صالح (و تندرست) عطا کردی البته از شکرگزاران خواهیم بود.
- ترجمه الهی قمشهای١٩٠ فَلَمَّا آتَاهُمَا صَالِـحًا جَعَلَا لَهُ شُرَكَاءَ فِيمَا آتَاهُمَا فَتَعَالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ
پس چون به آن دو [فرزند] صالحی داد در آنچه که به آن دو داده بود آن دو شرکائی برای او قرار دادند {اشراک به خداوند مراتب عدیده دارد: اشراک به او در وجوب وجود، در الهت، در عبادت، در وجود، در طاعت، در محبّت، در ولایت} پس خداوند از آنچه (کسی) که شریک میکنند عالیتر است
- ترجمه سلطانیپس چون به آن دو (فرزند) صالحی داد در آنچه که به آن دو داده بود آن دو شرکائی برای او قرار دادند پس خداوند از آنچه که شریک میکنید عالیتر است
- ترجمه راستینپس چون به آن پدر و مادر فرزندی صالح (و تندرست) عطا کرد مشرک شدند و برای خدا در آنچه به آنها عطا کرد شریک قرار دادند (یعنی فرزندان خود را به نام بتها نامیدند مثل عبد اللات و عبد العزی) ، و خدای تعالی برتر است از آنچه شریک او سازند.
- ترجمه الهی قمشهای١٩١ أَيُشْرِكُونَ مَا لَا يَخْلُقُ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ
آیا آن کسانی را که چیزی را خلق نمیکنند و خود خلق میشوند را شریک [خداوند] میکنند
- ترجمه سلطانیآیا آن کسانی را که چیزی را خلق نمیکنند و خود خلق میشوند را شریک (خدا) میکنند
- ترجمه راستینآیا این چیزهایی را که هیچ موجود را خلق نتوانند کرد و خود مخلوق (خدا) هستند شریک خدا قرار میدهند؟
- ترجمه الهی قمشهای١٩٢ وَلَا يَسْتَطِيعُونَ لَهُمْ نَصْرًا وَلَا أَنفُسَهُمْ يَنصُرُونَ
و نه استطاعت دارند که به آنها یاری دهند و نه به خودشان یاری رسانند
- ترجمه سلطانیو نه استطاعت دارند که به آنها یاری دهند و نه به خودشان یاری رسانند
- ترجمه راستیندر صورتی که آنها نه هرگز به مشرکان و نه به خود یاری توانند کرد.
- ترجمه الهی قمشهای١٩٣ وَإِن تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَى لَا يَتَّبِعُوكُمْ سَوَاءٌ عَلَيْكُمْ أَدَعَوْتُمُوهُمْ أَمْ أَنتُمْ صَامِتُونَ
و اگر آنها را به هدایت دعوت کنید از شما پیروی نمیکنند برای شما یکسان است چه آنها را بخوانید یا ساکت بمانید
- ترجمه سلطانیو اگر آنها را به هدایت دعوت کنید از شما پیروی نمیکنند برای شما یکسان است چه آنها را بخوانید یا ساکت بمانید
- ترجمه راستینو اگر آنها را (یعنی بتپرستان را) به راه هدایت بخوانید پیروی شما (مؤمنان) نخواهند کرد، بر شما یکسان است که آنها را بخوانید یا خاموش بمانید.
- ترجمه الهی قمشهای١٩٤ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ
همانا کسانی را که به جای خداوند میخوانید بندگانی امثال شما هستند آنگاه که آنها را بخوانید پس باید شما را استجابت کنند اگر راست میگویید
- ترجمه سلطانیهمانا کسانی را که به جای خداوند میخوانید بندگانی امثال شما هستند آنگاه که آنها را بخوانید پس باید شما را استجابت کنند اگر راست میگویید
- ترجمه راستینغیر خدا هر آن کس را که شما (مشرکان و یهود و نصاری) به خدایی میخوانید (مانند بتان و عیسی و عُزَیر و غیره) به حقیقت همه مثل شما بندگانی هستند، اگر راستگویید آنها را بخوانید تا مشکلات و حوائج شما را روا کنند.
- ترجمه الهی قمشهای١٩٥ أَلَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا قُلِ ادْعُوا شُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلَا تُنظِرُونِ
آیا آنها پاهایی دارند که با آنها راه بروند یا دستانی دارند که با آنها بگیرند یا چشمانی دارند که با آنها ببینند یا گوشهایی دارند که با آنها بشنوند بگو: شرکایتان را بخوانید سپس برای من کید کنید و منتظر من مشوید [و من به شما و به شرکاى شما بعد از غایت ضعف شما و ضعف شرکائتان و قوّت پروردگارم و حفظ او و نصرت او بالی (اندیشهای) ندارم]
- ترجمه سلطانیآیا آنها پاهایی دارند که با آنها راه بروند یا دستانی دارند که با آنها بگیرند یا چشمانی دارند که با آنها ببینند یا گوشهایی دارند که با آنها بشنوند بگو: شرکایتان را بخوانید سپس برای من کید کنید و منتظر من مشوید
- ترجمه راستینآیا آن بتان را پایی است که راهی پیمایند یا دستی که از آستین قدرت بیرون آرند، یا چشم و گوشی که به آن ببینند و بشنوند؟بگو: شریکان (باطل) خود را بخوانید و هر حیلت که با من میتوانید به کار برید بیآنکه هیچ مرا مهلت بدهید.
- ترجمه الهی قمشهای١٩٦ إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتَابَ وَهُوَ يَتَـوَلَّى الصَّالِـحِينَ
همانا ولیّ من آن خدایی است که این کتاب [نبوّت و قرآن صورت آن] را نازل کرد و او صالحین را ولایت (سرپرستی) میکند
- ترجمه سلطانیهمانا ولیّ من آن خدایی است که این کتاب را نازل کرد و او صالحین را ولایت (سرپرستی) میکند
- ترجمه راستینمرا دوست و یاور به حقیقت خدایی است که این کتاب (قرآن) را فرستاده و اوست که نیکوکاران را دوستی و سرپرستی میکند.
- ترجمه الهی قمشهای١٩٧ وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَلَا أَنفُسَهُمْ يَنصُرُونَ
و کسانی که به جای او میخوانید نه استطاعت یاری کردن به شما را دارند و نه به خودشان یاری میرسانند
- ترجمه سلطانیو کسانی که به جای او میخوانید نه استطاعت یاری کردن به شما را دارند و نه به خودشان یاری میرسانند
- ترجمه راستینو آنهایی را که شما خدا میخوانید جز خدای یکتا هیچ یک قدرت بر یاری شما بلکه بر یاری خود ندارند.
- ترجمه الهی قمشهای١٩٨ وَإِن تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَى لَا يَسْمَعُوا وَتَرَاهُمْ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ وَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ
و اگر آنها را به هدایت دعوت کنید نمیشنوند و آنها را [در حالتی] میبینی که به تو نظر میکنند و (حال آنکه) آنها [تو را] نمیبینند
- ترجمه سلطانیو اگر آنها را به هدایت دعوت کنید نمیشنوند و آنها را (در حالتی) میبینی که به تو نظر میکنند و (حال آنکه) آنها (تو را) نمیبینند
- ترجمه راستینو اگر آنها را به راه هدایت خوانید نخواهند شنید (یعنی بتان چون گوش و بتپرستان چون هوش ندارند دعوت اسلام را نپذیرند. و ای رسول ما یا ای اهل عقل و بینش) تو میبینی که آنها (بتان یا بتپرستان) در تو مینگرند ولی نمیبینند.
- ترجمه الهی قمشهای١٩٩ خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ
عفو را بگیر و به [کارهای] پسندیده امر کن و از جاهلان روی بگردان {معاشر، یا معاند بدکار و یا محبّ مُقبل و یا جاهل غیر معاند و غیر مُقبل است، و جمیع آداب حسن معاشرت با معاند مَطْوی (در هم پیچیده) در ترک مقابله با بدی کردن به او به انتقام گرفتن و همان عفو است، و تخلیهٔ قلب از یادآوری سوء صنیعهٔ او و آن صفح است، و آداب معاشرت با مُقبل محبّ مَطْویّه در ارادهٔ خیر او در هر حالی است و ارادهٔ خیر او به این است که او و نفس او را ترک نکند بلکه به او معروفش را بشناساند و او را به آن امر کند، و آداب معاشرت با جاهل غیر قابل بر خیر عدم معارضت با او و ترک محادثت با او به خیر او است}
- ترجمه سلطانیعفو را بگیر و به (کارهای) پسندیده امر کن و از جاهلان روی بگردان
- ترجمه راستینطریقه عفو و بخشش پیشگیر و امت را به نیکوکاری امر کن و از مردم نادان روی بگردان.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠٠ وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
و اگر وسوسهای از شیطان تو را وسوسه کرد [تا تو را بر انتقام از بدی کننده و ترک نصیحت به محبّ و معارضه با جاهل تحریک کند] پس به خداوند پناه ببر همانا او [به استغاثهٔ (طلب کمک) تو یا به وسوسهٔ شیطان] شنوا و [به عاقبت آنچه که تو را به آن امر میکند یا به چگونگی دفع وسوسهٔ شیطان] بسیار دانا است
- ترجمه سلطانیو اگر وسوسهای از شیطان تو را وسوسه کرد پس به خداوند پناه ببر همانا او شنوا و بسیار دانا است
- ترجمه راستینو چنانچه بخواهد از طرف شیطان (انس و جن) در تو وسوسه و جنبشی پدید آید به خدا پناه بر که او به حقیقت شنوا و داناست.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠١ إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ
همانا کسانی که تقوا پیشه کردهاند [میخواهند از وسوسهٔ شیطان پرهیز کنند] وقتی که طائفی (وسوسهای) از شیطان آنها را لمس (خطور و وسوسه) کند [اوامر او تعالی و نواهی او را] ذکر میکنند [یا سوء عاقبت طائف (وسوسه) را یاد میآورند، یا به ذکر مأخوذ از ولیّ امرشان ذکر میکنند، یا به فکر حاصل از ذکر مأخوذی که آن مثال شیخ او است را به یاد میآورند] پس آنوقت آنها مراقب هستند [به سوء عاقبت طائف یا به اینکه طائف از شیطان است، یا به جذب طائف به سفل سجین یا اینکه آن شیطانی است که او را از قِبل ابلیس وسوسه میکند]
- ترجمه سلطانیهمانا کسانی که تقوا پیشه کردهاند وقتی که طائفی (وسوسهای) از شیطان آنها را لمس کند ذکر میکنند پس آنوقت آنها مراقب هستند
- ترجمه راستینچون اهل تقوا را از شیطان وسوسه و خیالی به دل فرا رسد همان دم خدا را به یاد آرند و همان لحظه بصیرت و بینایی پیدا کنند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠٢ وَإِخْوَانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الْغَيِّ ثُمَّ لَا يُقْصِرُونَ
و [حال اینکه] برادرانشان [اخوان کسانی که تقوا پیشه میکنند یا اخوان شیاطین از انسان] آنها را به گمراهی میکشانند (بر مخالفت با امر فریب میدهند) در آن هنگام کوتاهی نمیکنند
- ترجمه سلطانیو (حال اینکه) برادرانشان آنها را به گمراهی میکشانند در آن هنگام کوتاهی نمیکنند
- ترجمه راستینو مشرکان را برادرانشان (یعنی شیاطین انس و جن) به راه ضلالت و گمراهی میکشند و هیچ کوتاهی نمیکنند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠٣ وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِم بِآيَةٍ قَالُوا لَـوْلَا اجْتَبَيْتَهَا قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يُوحَى إِلَيَّ مِن رَّبِّي هَذَا بَصَائِرُ مِن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
و وقتی که برای آنها آیهای [از درخواستهایشان یا آیهای از قرآن را دربارهٔ احکامشان به هنگام مسئلتشان (درخواستشان)] نمیآوری [درخواست کنندگان] میگویند چرا تو آن را برنگزیدی (اختیار نکردی)؟ بگو: جز این نیست که من از آنچه که از پروردگارم به من وحی میشود تبعیّت میکنم این [قرآن یا این مذکور] بصیرتهایی از سوی پروردگار شما است و به عنوان هدایت و رحمت است برای مردمانی که ایمان میآورند
- ترجمه سلطانیو وقتی که برای آنها آیهای (از درخواست آنان را) نمیآوری میگویند چرا تو آن را برنگزیدی (اختیار نکردی)؟ بگو: جز این نیست که من از آنچه که از پروردگارم به من وحی میشود تبعیّت میکنم این (قرآن یا این مذکور) بصیرتهایی از سوی پروردگار شما است و به عنوان هدایت و رحمت است برای مردمانی که ایمان میآورند
- ترجمه راستینو هر زمان که تو آیتی بر آنها نیاوری بر تو اعتراض کنند که چرا آیتی فراهم نساختی؟بگو: من تنها پیروی از آنچه از خدایم به من وحی رسد خواهم کرد، این آیات قرآن است مایه بصیرتهایی از جانب پروردگار شما و هدایت و رحمتی برای گروهی که ایمان آورند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠٤ وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ
و وقتی که قرآن قرائت میشود پس به آن گوش کنید و سکوت کنید راجی به اینکه شما [مورد] رحمت [واقع] شوید
- ترجمه سلطانیو وقتی که قرآن قرائت میشود پس به آن گوش کنید و سکوت کنید راجی به اینکه شما (مورد) رحمت (واقع) شوید
- ترجمه راستینو چون قرآن قرائت شود همه گوش بدان فرا دهید و سکوت کنید، باشد که مورد لطف و رحمت حق شوید.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠٥ وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَـوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُن مِّنَ الْغَافِلِينَ
و یاد (ذکر) کن پروردگارت را [پروردگار مضاف یا مطلقت را] در نفس خود [یعنی نه بر زبانت که آن متبادر است] {و آن اشاره به ذکر خفی است همان که مصطلح صوفیّه است و لذا آن مقدّم شده، و مراد از ذکر اعمّ از ذکر نقشیّ مثالی مأخوذ از ولیّ امر و از ذکر تمثالی مثالی است که از آن به فکر و حضور تعبیر میشود، و آن تصوّر مثال شیخ نزد ذاکر است و آن در ذکر ابلغ (رسانندهتر) از نقشیّ مثالی است و آن ابلغ از زبانی غیر مجهور (با صدای بلند اداء شده) و آن ابلغ از مجهور است، و اجازه میدهد که از ذکر در نفس، مطلق تذکّر ربّ یا تذکّر امر و نهی او به هنگام هر فعالی اراده شود} با تضرّع و از روی خوف و [با زبان و] بدون جهر (بلند اداء کردن) گفتار {و آن اشاره به ذکر جلی است که آن از مصطلحات صوفیّه است و امّا ذکر زبانی مجهور چنانکه آن شأن قُرّاء (قاریان) و قَصّاص (قصّهسرایان) و عوام است و مذمّت آن وارد شده و از سنّت صوفیّهٔ صافیّه نیست} در صبحگاهان و شامگاهان [یعنی در جملهٔ اوقاتت] و از غافلان [منهمک (کوشنده یا شیفته) در غفلت] نباش
- ترجمه سلطانیو یاد (ذکر) کن پروردگارت را در نفس خود با تضرّع و از روی خوف و بدون بلند (اداء) کردن گفتار در صبحگاهان و شامگاهان و از غافلان نباش
- ترجمه راستینخدای خود را با تضرّع و پنهانی و بیآنکه آواز برکشی در صبح و شام یاد کن و از غافلان مباش.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠٦ إِنَّ الَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ لَا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيُسَبِّحُونَهُ وَلَهُ يَسْجُدُونَ
همانا کسانی که نزد پروردگار تو هستند [کسانی که برای آنها حضور نزد او از انبیاء (ع) و رسولان (ع) و خلفای آنها در سلسلهٔ صعود و ملائکهٔ المقرّبین در سلسلهٔ نزول حاصل شده] از عبادت او استکبار نمیکنند و پیوسته او را [بر سبیل استمرار] تسبیح مینمایند و پیوسته [با استمرار] برای او سجده میکنند {پس اگر میخواهی به آنها ملحق شوی و به صفات آنان متّصف گردی پس از ذکر او غافل مشو}.
- ترجمه سلطانیهمانا کسانی که نزد پروردگار تو هستند از عبادت او استکبار نمیکنند و پیوسته او را تسبیح مینمایند و پیوسته برای او سجده میکنند.
- ترجمه راستینآنان (یعنی ارواح و فرشتگانی) که در حضور پروردگار تواند هیچگاه از بندگی او سرکشی نکنند و پیوسته به تسبیح و تنزیه ذات احدیت و به سجده او مشغولند.
- ترجمه الهی قمشهایبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
١ يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَنفَالِ قُلِ الْأَنفَالُ لِلَّهِ وَالرَّسُـولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَيْنِكُمْ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ
از تو دربارهٔ انفال {انفال زیادت (فزونی) است و از آنچه که گلهٔ اسبان و شتران سواری بر آن نمیتازند و درون درّهها و آجام (نیزارها، بیشهها، دشتها) و اراضی موات و معادن و میراث کسی که وارث ندارد و غیر اینها از آنچه که کسی غیر او در آن شرکت ندارد} سؤال میکنند بگو انفال برای خداوند و رسول است [غیر رسول در آن شراکت ندارد] پس از خداوند بهراسید [و در آن طمع نکنید، و اختلاف مکنید و مشاجره ننمایید و اصلاح امر خداوند و رسولش را نخواهید] و آنچه که در بین خودتان [یعنی مابین خود را نه آنچه که بین خدا و رسول (ص)، و شما] است را اصلاح کنید و از خداوند و رسول او اطاعت کنید اگر مؤمن میباشید [زیرا ایمان اقتضای تسلیم به امر خداوند را میکند و سخن گفتن شما دربارهٔ امر خداوند و رسول او (ص) مورث شکّ در ایمان شما میشود]
- ترجمه سلطانیاز تو دربارهٔ انفال سؤال میکنند بگو انفال برای خداوند و رسول است پس از خداوند بهراسید و آنچه که در بین خودتان است را اصلاح کنید و از خداوند و رسول او اطاعت کنید اگر مؤمن میباشید
- ترجمه راستین(ای رسول ما) امت از تو حکم انفال را سؤال کنند (یعنی غنایمی که بدون جنگ از دشمنان به دست مسلمانان آید و زمینهای خراب بیمالک، معادن، بیشهها، فراز کوهها، کف رودها، ارث کسی که وارث ندارد، قطایع ملوک، خلاصه ثروتی که بیرنج مردم حاصل شود) جواب ده که انفال مخصوص خدا و رسول است (که رسول و جانشینانش به هر کس و هر قدر صلاح دانند ببخشند) پس شما مؤمنان باید از خدا بترسید و در رضایت و مسالمت و اتحاد بین خودتان بکوشید و خدا و رسول او را اطاعت کنید اگر اهل ایمانید.
- ترجمه الهی قمشهای٢ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ
جز این نیست که مؤمنین کسانی هستند که وقتی که خداوند ذکر شود قلبهای آنان [به سبب ذکر او] ترسان میشود و وقتی که آیات او برای آنها تلاوت شود [برای خالی بودن قلوب آنها از رین (حجاب دل، ریم، چرک، زنگ) اهویه، پس ذکر خداوند و آیاتش در آن اثر میکند و] بر ایمان آنها میافزاید و بر پروردگارشان توکّل میکنند
- ترجمه سلطانیجز این نیست که مؤمنین کسانی هستند که وقتی که خداوند ذکر شود قلبهای آنان ترسان میشود و وقتی که آیات او برای آنها تلاوت شود بر ایمان آنها میافزاید و بر پروردگارشان توکّل میکنند
- ترجمه راستینمؤمنان حقیقی آنانند که چون ذکری از خدا شود دلهاشان ترسان و لرزان شود و چون آیات خدا را بر آنها تلاوت کنند بر مقام ایمانشان بیفزاید و به خدای خود در هر کار توکل میکنند.
- ترجمه الهی قمشهای٣ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ
کسانی که نماز را بپا میدارند و از آنچه که به آنها روزی دادهایم انفاق میکنند
- ترجمه سلطانیکسانی که نماز را بپا میدارند و از آنچه که به آنها روزی دادهایم انفاق میکنند
- ترجمه راستینآنان که نماز را به پا میدارند و از هر چه روزی آنها کردهایم انفاق میکنند.
- ترجمه الهی قمشهای٤ أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ
آنان (آن موصوفان) همان مؤمنان به حقّ هستند، آنان نزد پروردگارشان درجات و آمرزش و روزی کریمانهای دارند
- ترجمه سلطانیآنان همان مؤمنان به حقّ هستند، آنان نزد پروردگارشان درجات و آمرزش و روزی کریمانهای دارند
- ترجمه راستینآنها به راستی و حقیقت اهل ایمانند که نزد خدا مراتب بلند و آمرزش و روزی نیکو دارند.
- ترجمه الهی قمشهای٥ كَمَا أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِن بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ فَرِيقًا مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكَارِهُونَ
چنانکه پروردگارت به حقّ [با غایت حقّۀ ثابته و آن اعلای دین و اعزاز مؤمنین و انهزام (در هم شکستن) مشرکین است، یا متلبّس به حقّ یا متسبّب از حقّ که همان ولایت است] تو را از خانهات خارج کرد و (حال آنکه) همانا گروهی از مؤمنین البتّه ناخوشنود بودند
- ترجمه سلطانیچنانکه پروردگارت به حقّ تو را از خانهات خارج کرد و (حال آنکه) همانا گروهی از مؤمنین البتّه ناخوشنود بودند
- ترجمه راستینهمان گونه که خدا تو را از خانه خود به حق (در جنگ بدر) بیرون آورد و گروهی از مؤمنان، سخت رأی خلاف و کراهت اظهار کردند (و تو به مخالفت آنها از حکم حق بازنگشتی، در امر انفال و غیر آن هم به خواهش مردم توجه مکن، پیرو امر خدا باش و از خلق ابدا اندیشه مدار).
- ترجمه الهی قمشهای٦ يُجَادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَمَا تَبَيَّنَ كَأَنَّمَا يُسَاقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَهُمْ يَنظُرُونَ
بعد آنکه [حقّ با اعلام رسول] آشکار شد [که غلبه در جنگ بدر با آنها است] دربارهٔ حقّ با تو مجادله میکنند مانند اینکه به سوی مرگ رانده میشوند و (در حالی که) آنها [به مرگ] نگاه میکنند
- ترجمه سلطانیبعد از آنکه (حقّ با اعلام رسول) آشکار شد (که غلبه در جنگ بدر با آنها است) دربارهٔ حقّ با تو مجادله میکنند مانند اینکه به سوی مرگ رانده میشوند و (در حالی که) آنها نگاه میکنند
- ترجمه راستین(مردم نادان) در حکم حق با آنکه حق آشکار و روشن گردید با تو جدل و نزاع خواهند کرد (و چنان حکم حق و طاعت خدا بر آنها دشوار و سخت است) که گویی معاینه مینگرند که آنها را به جانب مرگ میکشند.
- ترجمه الهی قمشهای٧ وَإِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ اللَّهُ أَن يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ
و [به یاد آورید] آنوقتی را که خداوند به شما وعده داد که قطعاً یکی از دو طایفه برای شما است و [از قریش اکراه داشتید] دوست داشتید که [آن کاروان] بدون شوکت (سلاح) برای شما باشد و خداوند میخواست که حقّ را با کلماتش [یعنی بوسیلهٔ خلفایش و اتباع آنها] محقّق (ثابت و ظاهر) کند و ریشهٔ کافران را قطع نماید [به حیثی که از آنها اثر و نه عقبی باقی نماند]
- ترجمه سلطانیو (به یاد آورید) آنوقتی را که خداوند به شما وعده داد که قطعاً یکی از دو طایفه برای شما است و دوست داشتید که (آن کاروان) بدون شوکت (سلاح) برای شما باشد و خداوند میخواست که حقّ را با کلماتش محقّق (ثابت) کند و ریشهٔ کافران را قطع نماید
- ترجمه راستینبه یاد آر هنگامی که خدا به شما وعده فتح بر یکی از دو طایفه را میداد (غلبه بر سپاه قریش یا کاروان تجاری شام) و شما مسلمین مایل بودید که آن طایفه که شوکت و سلاحی همراه ندارند نصیب شما شود، و خدا میخواست که حق را با سخنان خود (که وعده پیروزی حق را داده است) ثابت گرداند و از بیخ و بن ریشه کافران را برکند.
- ترجمه الهی قمشهای٨ لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَيُبْطِلَ الْبَاطِلَ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ
تا حقّ را محقّق کند و باطل را باطل نماید و اگرچه مجرمان کراهت داشته باشند
- ترجمه سلطانیتا حقّ را محقّق کند و باطل را باطل نماید و اگرچه مجرمان کراهت داشته باشند
- ترجمه راستینتا حق را محقق و پایدار کند و باطل را محو و نابود سازد هر چند بدکاران را خوش نیاید.
- ترجمه الهی قمشهای٩ إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُم بِأَلْفٍ مِّنَ الْمَلَائِكَةِ مُرْدِفِينَ
[به یاد آورید] آنوقتی را که از پروردگارتان یاری طلبیدید و بر شما اجابت کرد که من با هزار ملائکهٔ پی در پی درآمده به شما کمک میکنم
- ترجمه سلطانی(به یاد آورید) آنوقتی را که از پروردگارتان یاری طلبیدید و بر شما اجابت کرد که من با هزار ملائکهٔ پی در پی درآمده به شما کمک میکنم
- ترجمه راستین(به یاد آرید) هنگامی که استغاثه و زاری به پروردگار خود میکردید، پس دعای شما را اجابت کرد که من سپاهی منظم از هزار فرشته به مدد شما میفرستم.
- ترجمه الهی قمشهای١٠ وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرَى وَلِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِندِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
و خداوند آن (امداد) را قرار نداد مگر به عنوان بشارت و برای اینکه قلوب شما به آن اطمینان یابد و نصر (پیروزی، یاری) جز از نزد خداوند نیست [و لکن شما برای ضعف یقینتان و توکلتان جز به اسباب نظر نمیکنید و لذا نصر را به توسّط اسباب اجرا کرد]، همانا خداوند عزیز و حکیم است
- ترجمه سلطانیو خداوند آن را قرار نداد مگر به عنوان بشارت و برای اینکه قلوب شما به آن اطمینان یابد و پیروزی جز از نزد خداوند نیست، همانا خداوند عزیز و حکیم است
- ترجمه راستینو این مدد فرشتگان را خدا نفرستاد مگر آنکه بشارت و مژده فتح باشد و تا دلهای شما (به وعده خدا) مطمئن شود و (بدانید که) نصرت و فیروزی نیست مگر از جانب خدا، که خدا را کمال قدرت و حکمت است.
- ترجمه الهی قمشهای١١ إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِّنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُم مِّنَ السَّمَاءِ مَاءً لِّيُطَهِّرَكُم بِهِ وَيُذْهِبَ عَنكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدَامَ
[به یاد آورید] آنوقتی را که خواب امنی از او شما را فرا گرفت و از آسمان آب را بر شما فرو فرستاد تا شما را با آن [از حدث و خبث] پاک کند و وسوسهٔ شیطان [جنابت یا وسوسه کردن او را و تخویف (ترساندن) او از عطش] را از شما ببرد و تا [محبّت را یا تا ولایت حقیقی که همان مثال نبیّ یا ولیّ است را] بر قلوب شما ربط دهد (مرتبط نماید) و با آن قدمها را ثابت گرداند
- ترجمه سلطانی(به یاد آورید) آنوقتی را که خواب امنی از او شما را فرا گرفت و از آسمان آب را بر شما فرو فرستاد تا شما را با آن پاک کند و وسوسهٔ شیطان را از شما ببرد و تا قلوب شما را مرتبط نماید و با آن قدمها را ثابت گرداند
- ترجمه راستین(یاد آرید) هنگامی که خواب راحت را بر شما فرو پوشاند برای اینکه از جانب او ایمنی یابید و از آسمان آبی میفرستاد که شما را به آن آب پاک گرداند و وسوسه و کید شیطان را از شما دور سازد و دلهای شما را محکم و استوار گرداند و گامهای شما را استوار بدارد.
- ترجمه الهی قمشهای١٢ إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلَائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْنَاقِ وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ
[به یاد آور] آنوقتی را که پروردگارت به ملائکه وحی کرد که من با شما هستم پس به کسانی که ایمان آوردهاند ثبات [قدم] بدهید و بزودی در قلوب کسانی که کفر ورزیدهاند رُعب خواهم افکند پس بالای گردنهایشان را بزنید و همهٔ سرانگشتان آنها را بزنید
- ترجمه سلطانی(به یاد آور) آنوقتی را که پروردگارت به ملائکه وحی کرد که من با شما هستم پس به کسانی که ایمان آوردهاند ثبات (قدم) بدهید و بزودی در قلوب کسانی که کفر ورزیدهاند رُعب خواهم افکند پس بالای گردنهایشان را بزنید و همهٔ سرانگشتان آنها را بزنید
- ترجمه راستین(و یاد آر ای رسول) آنگاه که پروردگار تو به فرشتگان وحی کرد که من با شمایم، پس مؤمنان را ثابت قدم بدارید، که همانا من ترس در دل کافران میافکنم، پس گردنها را بزنید و همه انگشتان را قطع کنید.
- ترجمه الهی قمشهای١٣ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَمَن يُشَاقِقِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ
آن (سختگیری شدید) به (سبب) این بود که آنها با خداوند و رسول او مخالفت کردند و کسی که با خداوند و رسولش مخالفت کند پس همانا خداوند سخت عقوبت دهنده است
- ترجمه سلطانیآن به (سبب) این بود که آنها با خداوند و رسول او مخالفت کردند و کسی که با خداوند و رسولش مخالفت کند پس همانا خداوند سخت عقوبت دهنده است
- ترجمه راستیناین کیفر کافران برای آن است که با خدا و رسول او سخت ضدّیت و مخالفت کردند و هر کس با خدا و رسول او راه شقاق و مخالفت پیماید (بترسد که) عقاب خدا بسیار سخت است.
- ترجمه الهی قمشهای١٤ ذَلِكُمْ فَذُوقُوهُ وَأَنَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابَ النَّارِ
شما [ای کافران] پس آن را بچشید و همانا عذاب آتش برای کافران است
- ترجمه سلطانیشما پس آن را بچشید و همانا عذاب آتش برای کافران است
- ترجمه راستیناین (عذاب مختصر قتل و اسارت) را بچشید و (بدانید که) برای کافران در قیامت عذاب سخت آتش دوزخ مهیّاست.
- ترجمه الهی قمشهای١٥ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفًا فَلَا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبَارَ
ای کسانی که ایمان آوردهاید وقتی که با لشکر [زیاد] کسانی که کفر ورزیدهاند روبرو میشوید پس پشت [خود را] به سوی آنها نگردانید
- ترجمه سلطانیای کسانی که ایمان آوردهاید وقتی که با لشکر کسانی که کفر ورزیدهاند روبرو میشوید پس پشت (خود را) به سوی آنها نگردانید
- ترجمه راستینای اهل ایمان، هرگاه با گروه مهاجم کافران در میدان کارزار روبرو شوید مبادا پشت به آنها کرده و از جنگ بگریزید.
- ترجمه الهی قمشهای١٦ وَمَن يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفًا لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزًا إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ
و کسی که امروز [یعنی روزی که با لشکر کسانی که کفر ورزیدهاند ملاقات کردید] پشت خود را به آنها بر گرداند مگر بطور جابجایی برای جنگ یا به جهت متمایل شدن به سوی گروهی [برای استعانت از آنها] پس با غضبی از خداوند برگشته {آن «فرار از زحف» نامیده شده} و جایگاه وی جهنم است و چه بد سرانجامی است
- ترجمه سلطانیو کسی که امروز پشت خود را به آنها بر گرداند مگر بطور جابجایی برای جنگ یا به جهت متمایل شدن به سوی گروهی پس با غضبی از خداوند برگشته و جایگاه وی جهنم است و چه بد سرانجامی است
- ترجمه راستینو هر که در روز جنگ به آنها پشت نماید و فرار کند به طرف غضب و خشم خدا روی آورده و جایگاهش دوزخ که بدترین منزل است خواهد بود مگر آنکه از میمنه به میسره و یا از قلب به جناح برای مصالح جنگی رود یا از فرقهای به یاری فرقهای دیگر شتابد.
- ترجمه الهی قمشهای١٧ فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلَاءً حَسَنًا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
پس [شما] آنها را نکشتید و لکن خداوند آنها را کشت و تو [ای محمّد ریگ یا تیر] نینداختی آنوقت که انداختی و لکن خداوند انداخت و تا مؤمنین را از آن بلاء به خوبی بیازماید همانا خداوند [بر دعای نبیّ (ص) و استغاثهٔ مؤمنین] شنوا و [به آنچه که آنها را اصلاح میکند از انعام و عدم آن] دانا است
- ترجمه سلطانیپس (شما) آنها را نکشتید و لکن خداوند آنها را کشت و تو (ریگ، تیر) نینداختی آنوقت که انداختی و لکن خداوند انداخت و تا مؤمنین را از آن بلاء به خوبی بیازماید همانا خداوند شنوا و دانا است
- ترجمه راستین(ای مؤمنان) نه شما بلکه خدا کافران را کشت و (ای رسول) چون تو تیر (یا خاک) افکندی نه تو بلکه خدا افکند (تا کافران را شکست دهد) و برای آنکه مؤمنان را به آزمونی نیکو از سوی خود بیازماید، که خدا شنوا و داناست.
- ترجمه الهی قمشهای١٨ ذَلِكُمْ وَأَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ كَيْدِ الْكَافِرِينَ
آن (بلاء و قتل و رمی) برای شما بود و همانا خداوند سست کنندهٔ نیرنگ کافران است
- ترجمه سلطانیآن (بلاء) برای شما بود و همانا خداوند سست کنندهٔ نیرنگ کافران است
- ترجمه راستیناین (فتح و غلبه در جنگ به خواست خدا) شما را نصیب شد و محققا خدا بیاثر کننده مکر کفار است.
- ترجمه الهی قمشهای١٩ إِن تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جَاءَكُمُ الْفَتْحُ وَإِن تَنتَهُوا فَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَإِن تَعُودُوا نَعُدْ وَلَن تُغْنِيَ عَنكُمْ فِئَتُكُمْ شَيْئًا وَلَوْ كَثُرَتْ وَأَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ
اگر [ای کافران] پیروزی میخواستید پس پیروزی به شما رسید و اگر [از دشمنی ورزیدن با رسول (ص) و جحود (انکار کردن حقّ با علم به آن) او] خودداری کنید پس آن برای شما بهتر است و اگر برگردید باز میگردیم و جمعیّت شما و اگرچه زیاد باشد هرگز شما را از چیزی بینیاز نخواهد کرد و همانا خداوند با مؤمنین است
- ترجمه سلطانیاگر (ای کافران) پیروزی میخواستید پس پیروزی به شما رسید و اگر خودداری کنید پس آن برای شما بهتر است و اگر برگردید باز میگردیم و جمعیّت شما و اگرچه زیاد باشد هرگز شما را از چیزی بینیاز نخواهد کرد و همانا خداوند با مؤمنین است
- ترجمه راستین(ای کافران) اگر شما از خدا فتح و نصرت میطلبید اینک فتح کامل شما را رسید (دین اسلام و قرآن که بهترین فتح و فیروزی و کاملترین وسیله سعادت خلق است از جانب خدا آمد) اکنون اگر (از کفر و عناد با حق) دست بردارید شما را بهتر است و اگر دیگر بار بازآیید ما هم شما را باز کیفر و عذاب کنیم و هرگز جمعیت و سپاه شما هر چند بسیار باشد شما را سودمند نخواهد بود، و خدا البته با اهل ایمان است.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنتُمْ تَسْمَعُونَ
ای کسانی که ایمان آوردهاید از خداوند و از رسول او اطاعت کنید و روی از او برنگردانید و (در حالی که) شما [این مواعظ و معیّت خداوند و نصرت او را] میشنوید
- ترجمه سلطانیای کسانی که ایمان آوردهاید از خداوند و از رسول او اطاعت کنید و روی از او برنگردانید و (در حالی که) شما میشنوید
- ترجمه راستینای کسانی که ایمان آوردهاید، خدا و رسول را اطاعت کنید و از او سرنپیچید در حالی که شما (سخنان حق را) میشنوید.
- ترجمه الهی قمشهای٢١ وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ قَالُوا سَمِعْنَا وَهُمْ لَا يَسْمَعُونَ
و مانند آنهایی که [با شنیدن لفظ مانند حیوان] میگویند شنیدیم نباشید و (حال آنکه) آنها [با شنیدن معنی مانند انسان] نمیشنوند
- ترجمه سلطانیو مانند آنهایی که میگویند شنیدیم نباشید و (حال آنکه) آنها نمیشنوند
- ترجمه راستینو شما مؤمنان چون کسانی (منافقان) نباشید که گفتند شنیدیم، و به حقیقت نمیشنوند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٢ إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ
همانا بدترین جنبندگان نزد خداوند کر [از مقصود] و لالهایی [از سخن گفتن به حقّ مقصود از شنیدن] هستند که [مقصود را از اشارات مسموع (شنیده شده)] تعقّل نمیکنند
- ترجمه سلطانیهمانا بدترین جنبندگان نزد خداوند کر و لالهایی هستند که تعقّل نمیکنند
- ترجمه راستینبدترین جانوران نزد خدا کسانی هستند که (از شنیدن و گفتن حرف حق) کر و لالند که اصلا تعقل نمیکنند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٣ وَلَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْرًا لَّأَسْمَعَهُمْ وَلَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوا وَّهُم مُّعْرِضُونَ
و اگر خداوند خیری در آنها میدانست البتّه به آنها میشنواند و اگر به آنها میشنواند البتّه روی بر میگرداندند و (در حالی که) آنها اعراض کنندهاند
- ترجمه سلطانیو اگر خداوند خیری در آنها میدانست البتّه به آنها میشنواند و اگر به آنها میشنواند البتّه روی بر میگرداندند و (در حالی که) آنها اعراض کنندهاند
- ترجمه راستیناگر خدا در آنها خیر و صلاحی میدید آنها را شنوا میکرد و اگر هم شنوا کند باز رو گردانند و اعراض کنند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٤ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِـمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَـرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ
ای کسانی که ایمان آوردهاید بر خداوند و بر رسول وقتی که شما را دعوت میکند اجابت کنید بر آنچه که به شما [به حیات انسانی] حیات میدهد {و آن ایمان خاصّ حاصل به ولایت است که همان سبب دخول ایمان در قلب است که آن سبب حیات قلب است} و بدانید که خداوند بین مرد و قلب او [یعنی نفس او] حائل میگردد و همانا به او حشر میشوید
- ترجمه سلطانیای کسانی که ایمان آوردهاید بر خداوند و بر رسول وقتی که شما را دعوت میکند اجابت کنید بر آنچه که به شما حیات میدهد و بدانید که خداوند بین مرد و قلب او حائل میگردد و همانا به او حشر میشوید
- ترجمه راستینای اهل ایمان، چون خدا و رسول شما را به آنچه مایه حیات ابدی شماست (یعنی ایمان) دعوت کنند اجابت کنید و بدانید که خدا در میان شخص و قلب او حایل میشود (و از اسرار درونی همه آگاه است) و همه به سوی او محشور خواهید شد.
- ترجمه الهی قمشهای٢٥ وَاتَّقُوا فِتْنَةً لَّا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنكُمْ خَاصَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ
و بهراسید از فتنهای خاصّ که تنها به کسانی از شما که ظلم (منع حقّ از مستحقّ و رساندن آن به غیر مستحقّ) کردهاند اصابت نمیکند و بدانید که خداوند شدید عقوبت دهنده است [پس از مطلق فتنه مخصوصاً از آن فتنهٔ خاصّ که آن اصل همهٔ فتنهها است بپرهیزید]
- ترجمه سلطانیو بهراسید از فتنهای خاصّ که به کسانی از شما که ظلم کردهاند اصابت نمیکند و بدانید که خداوند شدید عقوبت دهنده است
- ترجمه راستینو بترسید از بلایی که چون آید تنها مخصوص ستمکاران شما نباشد (بلکه ظالمان و مظلومان همه را فرا گیرد) و بدانید که عقاب خدا بسیار سخت است.
- ترجمه الهی قمشهای٢٦ وَاذْكُرُوا إِذْ أَنتُمْ قَلِيلٌ مُّسْتَضْعَفُونَ فِي الْأَرْضِ تَخَافُونَ أَن يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآوَاكُمْ وَأَيَّدَكُم بِنَصْرِهِ وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
و به یاد آورید آنوقتی را که شما [قبل از مهاجرت از حیث عدد یا مال] ضعیف شدگانی اندک در زمین ترسان [از قریش] که مردم شما را بربایند بودید پس به شما [در مدینه] ماواء داد و با یاری کردن خود شما را تأیید کرد و [از غنائم و غیر آن] از پاکیها به شما رزق داد به ترقّب اینکه شما شکر کنید
- ترجمه سلطانیو به یاد آورید آنوقتی را که شما ضعیف شدگانی اندک در زمین ترسان (از قریش) که مردم شما را بربایند بودید پس به شما ماواء داد و با یاری کردن خود شما را تأیید کرد و از پاکیها به شما رزق داد به ترقّب اینکه شما شکر کنید
- ترجمه راستینو به یاد آرید زمانی که عده قلیلی بودید که شما را ضعیف و خوار در زمین (مکه) میشمردند و از مردم (مشرک) بر خود ترسان بودید که مبادا شما را (از روی زمین) برچینند، بعد از آن خدا شما را در پناه خود آورد و به یاری خود نیرومندی و نصرت به شما عطا کرد و از پاکیزهترین (غنائم و) طعامها روزی شما فرمود، باشد که شکر به جای آرید.
- ترجمه الهی قمشهای٢٧ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَخُونُوا اللَّهَ وَالرَّسُـولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِكُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ
ای کسانی که ایمان آوردهاید به خداوند و رسول خیانت نکنید و در اماناتتان خیانت نکنید و (حال آنکه) شما میدانید
- ترجمه سلطانیای کسانی که ایمان آوردهاید به خداوند و رسول خیانت نکنید و در اماناتتان خیانت نکنید و (حال آنکه) شما میدانید
- ترجمه راستینای کسانی که ایمان آوردید، زنهار (در کار دین) با خدا و رسول و در امانتهای خود با یکدیگر خیانت مکنید در صورتی که میدانید.
- ترجمه الهی قمشهای٢٨ وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ
و بدانید جز این نیست که اموال شما و اولاد شما به عنوان آزمایش (امتحان) [برای شما از سوی خداوند] هستند [آیا از اماناتتان به آنها مشغول میشوید یا با آنها بر امانات ثابت میشوید؟ پس کسی که به آنها مشغول شود شقاوتش خالص میشود و کسی که بر اماناتش ثابت شود برای خلوص سعادتش مستحقّ اجری عظیم است] و همانا خداوند است که [برای کسی که ثبات ورزد و از فتنه (امتحان) سالم خلاص شود] پاداش عظیم تنها نزد او هست
- ترجمه سلطانیو بدانید جز این نیست که اموال شما و اولاد شما به عنوان آزمایش هستند و همانا خداوند است که پاداش بزرگ تنها نزد او هست
- ترجمه راستینو محققا بدانید که شما را اموال و فرزندان، فتنه و ابتلایی بیش نیست و در حقیقت اجر عظیم نزد خداست.
- ترجمه الهی قمشهای٢٩ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَانًا وَيُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ
ای کسانی که [با ایمان عامّ] ایمان آوردهاید اگر [در مخالفت کردن با رسول (ص)] از خداوند پروا کنید برای شما فرقان [نور فرق دهنده بین حقّ و باطل و همان نور ولایت] قرار میدهد و بدیهای شما [که همان حدود ظلمانیّت و تعیّنات هستند که همان مَساوی (نواقص) انسان هستند که محتاج به تعمّل (سختکوشی) در زوال هستند] را از شما میپوشاند و بر شما میآمرزد و خداوند دارای فضل بزرگ است [و بر شما تفضّل میکند]
- ترجمه سلطانیای کسانی که ایمان آوردهاید اگر از خداوند پروا کنید برای شما فرقان (فرق دهنده) قرار میدهد و بدیهای شما را از شما میپوشاند و بر شما میآمرزد و خداوند دارای برتری بزرگ است
- ترجمه راستینای اهل ایمان، اگر خدا ترس و پرهیزکار شوید خدا به شما فرقان بخشد (یعنی دیده بصیرت دهد تا به نور باطن حق را از باطل فرق گذارید) و گناهان شما را بپوشاند و شما را بیامرزد، که خدا دارای فضل و رحمت بزرگ است.
- ترجمه الهی قمشهای٣٠ وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ
و [به یاد آور یا یادآوری کن] آنوقتی را که کسانی که کفر ورزیدهاند [قریش در دار النّدوه اجتماع و مشورت کردند و رأیشان را به اتّفاق بر قتل او (ص) اجماع نمودند تا از هر قبیلهای شخصی باشد و خونش را بر قبایل متفرّق کنند و قصاص بر بنی هاشم میسّر نشود] به تو مکر کردند تا تو را [با حبس کردن] ثابت نگهدارند یا تو را بکشند یا تو را اخراج کنند و مکر میکنند و خداوند مکر میکند و خداوند [از حیثی که اطلاع بر سبب اخذ او بر غایت خفای آن ممکن نمیشود و از حیثی که مقصود از مکر او تخلّف نمیشود] بهترین مکر کنندگان است
- ترجمه سلطانیو (به یاد آور) آنوقتی را که به تو مکر کردند کسانی که کفر ورزیدهاند تا تو را ثابت نگهدارند یا تو را بکشند یا تو را اخراج کنند و مکر میکنند و خداوند مکر میکند و خداوند بهترین مکر کنندگان است
- ترجمه راستینو (به یاد آر) وقتی که کافران با تو مکر میکردند تا تو را به بند کشند یا به قتل رسانند یا از شهر بیرون کنند، و آنها (با تو) مکر میکنند خدا هم (با آنها) مکر میکند و خدا بهتر از هر کس مکر تواند کرد.
- ترجمه الهی قمشهای٣١ وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا قَالُوا قَدْ سَمِعْنَا لَوْ نَشَاءُ لَقُلْنَا مِثْلَ هَذَا إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ
و وقتی که آیات ما بر آنها خوانده میشود [از روی استهزاء] میگویند که شنیدهایم اگر بخواهیم البتّه مثل این را میگوییم که اینها جز اساطیر (افسانههای) پیشینیان نیست
- ترجمه سلطانیو وقتی که آیات ما بر آنها خوانده میشود میگویند که شنیدهایم اگر بخواهیم البتّه مثل این را میگوییم که اینها جز اساطیر پیشینیان نیست
- ترجمه راستینو چون بر آنان آیات ما تلاوت شود گویند: شنیدیم، اگر ما هم میخواستیم مانند آن میگفتیم، این چیزی جز افسانه پیشینیان نیست.
- ترجمه الهی قمشهای٣٢ وَإِذْ قَالُوا اللَّهُمَّ إِن كَانَ هَذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِندِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِّنَ السَّمَاءِ أَوِ ائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ
و [به یاد آور] آنوقتی را که گفتند خدایا اگر این همان حقّ از نزد تو میباشد پس از آسمان بر ما سنگ ببار یا عذابی دردناک به ما بیاور
- ترجمه سلطانیو (به یاد آور) آنوقتی را که گفتند خدایا اگر این همان حقّ از نزد تو میباشد پس از آسمان بر ما سنگ ببار یا عذابی دردناک به ما بیاور
- ترجمه راستینو آنگاه که گفتند: خدایا اگر این قرآن به راستی بر حق و از جانب توست پس یا بر سرمان سنگهایی از آسمان ببار یا ما را به عذابی دردناک گرفتار ساز!
- ترجمه الهی قمشهای٣٣ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ
و [هیچگاه] خداوند را نبوَد که آنها را عذاب کند و (در حالی که) تو در میان آنها هستی و معذّب کردن آنها بر خداوند نباشد و (در حالی که) آنها استغفار میکنند
- ترجمه سلطانیو خداوند را نباشد تا آنها را عذاب کند و (در حالی که) تو در میان آنها هستی و معذّب کردن آنها بر خداوند نباشد و (در حالی که) آنها استغفار میکنند
- ترجمه راستینولی خدا تا تو (پیغمبر رحمت) در میان آنها هستی آنان را عذاب نخواهد کرد و نیز مادامی که به درگاه خدا توبه و استغفار کنند باز خدا آنها را عذاب نکند.
- ترجمه الهی قمشهای٣٤ وَمَا لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وَهُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَمَا كَانُوا أَوْلِيَاءَهُ إِنْ أَوْلِيَاؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ
و آنها چه دارند که خداوند آنها را عذاب نکند [یعنی مهلت دادن خداوند به آنها به عنوان سبب از خود آنها نیست، بلکه استحقاق عذاب جز از قِبل خودشان نیست] و (حال آنکه) آنها [مردم را] از مسجد الحرام منع میکنند و (در حالی که) متولّیان آن نمیباشند که متولّیان آن جز تقوا پیشگان [با تقوای عام یا خاص] نیستند و لکن اکثر آنان [معنی ولایت بیت را] نمیدانند [و اینکه ولایت بیت مخصوص به کسی است که از شرک و اتّباع نفس و هوای آن تقوا پیشه کند]
- ترجمه سلطانیو آنها چه دارند که خداوند آنها را عذاب نکند و (حال آنکه) آنها از مسجد الحرام منع میکنند و (در حالی که) متولّیان آن نمیباشند که متولّیان آن جز تقوا پیشگان نیستند و لکن اکثر آنان نمیدانند
- ترجمه راستینو آنها چه کردند که خدا عذابشان نکند؟! در صورتی که راه مسجد الحرام را (به روی بندگان خدا) میبندند و آنها سرپرستان (شایسته تولیت) آن نیستند، سرپرستان آن به جز اهل تقوا نباشند، لیکن اکثر مردم آگاه نیستند.
- ترجمه الهی قمشهای٣٥ وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِندَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكَاءً وَتَصْدِيَةً فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ
و نماز آنها نزد بیت جز سوت زدن و کف زدن نبود پس [به قتل و اسارت در روز بدر یا به آتش در آخرت] عذاب را به آنچه که کفر میورزیدید بچشید
- ترجمه سلطانیو نماز آنها نزد بیت جز سوت زدن و کف زدن نبود پس بچشید عذاب را به آنچه که کفر میورزیدید
- ترجمه راستینو نماز آنها در خانه کعبه جز صفیر و کفزدنی (که خلق را از خانه خدا منع میکند) چیزی دیگر نیست، پس (در آخرت به آنها خطاب شود) بچشید طعم عذاب را به کیفر آنکه به خدا کافر بودید.
- ترجمه الهی قمشهای٣٦ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ فَسَيُنفِقُونَهَا ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ وَالَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ يُحْشَرُونَ
همانا کسانی که کفر ورزیدهاند اموالشان را انفاق میکنند تا از راه خدا مانع شوند پس بزودی آن را انفاق خواهند کرد سپس [برای عدم عوض برای منفِق] حسرت بر آنها میباشد سپس [برای نقصان داراییهای آنها به سبب انفاق کردن ظاهراً و باطناً] مغلوب میشوند و کسانی که کفر ورزیدهاند در جهنم حشر میشوند [یعنی همانطور که شغلشان انفاق برای صدّ است همچنین سلوکآنها جز به سوی جهنّم نیست، برای اینکه شغل آنها انفاق در سبیل طاغوت است پس سلوکشان بر سبیل طاغوت است و آن سبیل جهنّم است]
- ترجمه سلطانیهمانا کسانی که کفر ورزیدهاند اموالشان را انفاق میکنند تا از راه خدا مانع شوند پس بزودی آن را انفاق خواهند کرد سپس حسرت بر آنها میباشد سپس مغلوب میشوند و کسانی که کفر ورزیدهاند در جهنم حشر میشوند
- ترجمه راستینکافران اموالشان را انفاق میکنند برای این مقصود که راه خدا را ببندند پس به زودی مالهایشان بر سر این خیال باطل برود و حسرتش بر دل آنها بماند و آنگاه مغلوب نیز خواهند شد، و کافران را به سوی جهنم جمعا رهسپار سازند.
- ترجمه الهی قمشهای٣٧ لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَيَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلَى بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَمِيعًا فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ
تا خداوند خبیث را از پاک متمایز کند و بعضی خبیث را آن را بر بعضی قرار بدهد و آن را [برای ضیق سفل و عدم وسعت آن] جمیعاً متراکم میکند (دقیق شمرده شده قرار میدهد) و او را در جهنّم قرار میدهد آنان همان زیانکارانند
- ترجمه سلطانیتا خداوند خبیث را از پاک متمایز کند و خبیث را بعضی از آن را بر بعضی قرار بدهد و آن را جمیعاً متراکم میکند و آن را در جهنّم قرار میدهد آنان همان زیانکارانند
- ترجمه راستینتا آنکه خدا پلید را از پاکیزه جدا سازد و پلیدان را بعضی با بعضی دیگر درآمیزد و با هم گرد آورد آنگاه همه را در آتش دوزخ افکند، که آنها زیانکاران عالمند.
- ترجمه الهی قمشهای٣٨ قُل لِّلَّذِينَ كَفَرُوا إِن يَنتَهُوا يُغْفَرْ لَهُم مَّا قَدْ سَلَفَ وَإِن يَعُودُوا فَقَدْ مَضَتْ سُنَّتُ الْأَوَّلِينَ
به کسانی که [به خداوند یا به نبیّ (ص) یا به ولیّ (ع) یا به ولایت تکوینی] کفر ورزیدهاند [قول مرا] بگو: اگر باز ایستند آنچه که گذشته است برای شما آمرزیده میشود و اگر [به آنچه از کفر و لوازم آن از دشمنی و جنگ با رسول (ص) که در آن بودند] برگردند پس همانا سنّت پیشینیان [که کفر ورزیدند و با پیامبرانشان (ع) دشمنی نمودند] گذشته است [و عقوبت آن بر آنها باقی میماند]
- ترجمه سلطانیبه کسانی که کفر ورزیدهاند بگو اگر باز ایستند آنچه که گذشته است برای شما آمرزیده میشود و اگر برگردند (به آنچه که از کفر در آن بودند) پس همانا سنّت پیشینیان گذشته است
- ترجمه راستین(ای رسول ما) کافران را بگو که اگر (از کفر خود) دست کشیده و به راه ایمان بازآیند هر چه از پیش کردهاند بخشیده شود، و اگر باز (به کفر و عصیان) روی آرند سنّت الهی درباره پیشینیان درگذشته است (یعنی حکم ازلی بر این قرار گرفته که مؤمنان را عزیز و بهشتی کند و کافران را ذلیل و دوزخی گرداند).
- ترجمه الهی قمشهای٣٩ وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنِ انتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ
و با آنان بجنگید تا آنکه فتنهای (فسادی از شرک و لوازم آن) نباشد و دین کلّاً برای خداوند باشد پس اگر [از کفر] باز ایستند پس خداوند به آنچه [از بازایستادن و اسلام آوردن] که عمل میکنند بینا است [و آنها را بر حسب آن مجازات میکند]
- ترجمه سلطانیو با آنان بجنگید تا آنکه فتنهای نباشد و دین کلّاً برای خداوند باشد پس اگر باز ایستند پس خداوند به آنچه که عمل میکنند بینا است
- ترجمه راستینو (ای مؤمنان) با کافران بجنگید تا دیگر فتنه و فسادی نماند و آیین همه دین خدا گردد، و چنانچه دست (از کفر) کشیدند خدا به اعمالشان بیناست.
- ترجمه الهی قمشهای٤٠ وَإِن تَوَلَّوْا فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَوْلَاكُمْ نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ
و اگر [از اسلام] روی گردانیدند پس [اندوهگین مشوید و از روی گردانیدن آنها ضیق صدر نیابید] بدانید که خداوند مولای شما است [متولیّ امور شما و تربیت شما] چه خوب مولائیست و چه خوب یاری کنندهای است
- ترجمه سلطانیو اگر روی گردانیدند پس بدانید که خداوند مولای شما است چه خوب مولائیست و چه خوب یاری کنندهای است.
- ترجمه راستینو اگر پشت کردند، پس بدانید که البته خدا یار شماست، که بهترین یار و بهترین یاور است.
- ترجمه الهی قمشهای